کاشف الاحزان
این الطالب بدم المقتول بکربلا
قالب وبلاگ

 

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد.

 

سیدحمیدرضا برقعی




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)،
[ یکشنبه 25 آبان 1393 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم رب الحسین


زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ  کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی

جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت

ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست

کش صدهزار منزل بیش است در بدایت

هرچند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبیب خوش تر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ

قرآن زبر بخوانی در چارده روایت




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، شعر،
برچسب ها: داره میاد دوباره باز بوی محرم، بوی محرم، محرم اومد از راه.محرم، ماه محرم، امام حسین، سیدالشهدا، اباعبدالله،
[ سه شنبه 15 مهر 1393 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

«ابوریاض» از افسران ارتش عراق در زمان جنگ هشت ساله و رجال سیاسی فعلی این كشور نقل می كند: در جبهه های جنگ مشغول نبرد بودم كه دژبانی مرا خواست. فرمانده مان با دیدن من ، خبر كشته شدن پسرم را در جنگ به من داد.خیلی ناراحت شدم. من برای او آرزوهای زیادی داشتم و می‌خواستم دامادش كنم.

به هر حال ، به سردخانه رفتم و كارت و پلاك فرزندم را تحویل گرفتم و رفتم تا جنازه اش را ببینم. وقتی كفن را كنار زدم ، شدیدا یكه خوردم. با تعجب توام با خوشحالی گفتم:« اشتباه شده ، اشتباه شده. این فرزند من نیست.» افسر ارشدی كه مامور تحویل جسد بود ، با بی طاقتی و عصبانیت گفت: « این چه حرفیه می زنی؟ كارت و پلاك قبلا حك شده و صحت اون ها بررسی و تایید شده.» واقعا برایم عجیب بود كه او حاضر نمی شد حرف مرا بپذیرد یا به بررسی دوباره ماجرا دست بزند. من روی حرف خودم اصرار می كردم اما ناگهان خوف و اضطرابی در دلم افتاد كه با مقاومتم مشكلی دیگر برایم ایجاد شود. در زمان صدام با كوچك ترین سوء ظن و ابهامی ممكن بود جان شخص و خانواده اش بر باد برود. زود سكوت اختیار كردم و ارتش مرا مجبور كرد كه جسد را برای دفن به سمت بغداد حركت بدهم.
رسم ما شیعیان این است كه جنازه را بالای ماشین گذاشته و تا قبرستان شهرمان حمل می كردیم.من نیز چنین كردم اما وقتی به كربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم كه زحمت ادامه راه را به خودم نداده و او را در همان كربلا دفن كنم.

چهره آن جوان كه نمی دانستم كدام خانواده انتظارش را می كشد ، دلم را آتش زده بود.او بدنی پر از زخم داشت اما با شكوه آرمیده بود. او را در كربلا دفن كردم و بر پیكرش فاتحه ای خواندم و به دنبال سرنوشت خود رفتم.

سال ها از آن قضیه گذشت و خبری از فرزندم نیافتم تا این كه جنگ تمام شد و خبر زنده بودن او به دستم رسید. فرزندم سرانجام در میان اسرای آزاد شده به عراق بازگشت. از دیدنش خوشحال شدم و شاید اولین چیزی كه به او گفتم این بود كه« چرا كارت هویت و پلاكت را به دیگری سپردی؟»
وقتی او ماجرای كارت هویت و پلاكش را برایم تعریف كرد ، مو بر بدنم راست شد. پسرم گفت: « من توسط جوانی بسیجی اسیر شدم. او با اصرار از من خواست كه كارت هویت و پلاكم را به او بدهم. حتی حاضر شد در قبالش به من پول بدهد. وقتی آن ها را به او دادم ، اصرار می كرد كه حتما باید قلبا راضی باشم. من هم به او گفتم در صورتی راضی خواهم شد كه علت این كارش را بدانم.او حرف هایی به من زد كه اصلا در ذهنم نمی گنجید. او با اطمینان گفت : «من دو یا سه ساعت دیگر شهید می شوم و قرار است مرا در جوار مولایم حضرت ابا عبدالله الحسین (صلوات الله علیه) دفن كنند. می خواهم تا روز قیامت در حریم مولایم بیارامم. » دیگر نمی دانم جه شد و او چه كرد اما ماجرا همان بود كه گفتم.


http://02nafar.blogfa.com/8910.aspx

 




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین،
برچسب ها: ماجرای دفن شهید مجهول الهویه در کربلا، دفن شهید مجهول الهویه در کربلا، شهید مجهول الهویه، شهید، کربلا،
[ سه شنبه 26 فروردین 1393 ] [ 10:09 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

در روایت است كه چون حضرت زینب متولد شد،

 امیرالمؤ منین (ع) متوجه به حجره طاهره (س) گردید،

 در آن وقت حسین (ع) به استقبال پدر شتافت

 و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده .....




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، آیات و روایات،
[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بده در راه خدا من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آل عبا محتاجم


از قنوت سحر مادرتان جاماندم


پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم


مهربان ، کاش زُهیری بَغلم می کردی


من به آغوشِ پُر از مهر شما محتاجم


شوق پرواز بده روحِ زمین گیر مرا


به جنون سر إیوان طلا محتاجم


دودِ این شهر مرا، از نفس انداخته است


به هوای حرم کرب وبلا محتاجم


چقدَر گریه کنم ، تا نبری از یادم

در سراشیبی قبرم به شما محتاجم

 

وحید قاسمی

 




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، عکس، شعر،
[ سه شنبه 13 اسفند 1392 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

[http://www.aparat.com/v/62xho]


 
                                                                                                                                   



طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، ویدئو کلیپ، دانلود، شعر،
برچسب ها: مداحی میثم مطیعی درباره پیاده روی اربعین، مداحی جدید میثم مطیعی درباره پیاده روی اربعین، مداحی درباره پیاده روی اربعین.مداحی پیاده روی اربعین، پیاده روی اربعین، میثم مطیعی، اربعین، مطیعی،
[ پنجشنبه 28 آذر 1392 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم رب الحسین


نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر

بلند مرتبه پیکر  بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت  هرجا سر

قسم به معنی "لا یمکن الفرار از عشق"

که پر شده است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن

به آسمان بنگر! ما رایت الا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه مبادا کفن  مبادا سر

همان سری که یحب الجمال محوش بود

جمیل بود  جمیلا بدن  جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک  همه بودند سروران را سر

زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان

حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس  "اجننی"  گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ام وهب را به پارهء تن گفت:

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا بحال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت لحظهء آخر به پای مولا سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

سری  که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود  پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

 

امام غرق به خون بود و زیر لب می گفت:

به پیشگاه تو آورده ام خدایا سر

میان خاک کلام خدا مقطعه شد

میان خاک  الف  لام  میم  طا  ها  سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازهء اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرکه هرچه دلش خواست داد ، حتی سر

نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او

ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر -

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیافتاده است از پا سر

صدای آیهء کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد ، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

چقدر زخم که با یک نسیم وا می شد

نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر

عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت

به چوب، چوبهء محمل نه با زبان  با سر



دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر.


سیدحمیدرضا برقعی

 

 




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، شعر،
برچسب ها: دلم هوای حرم کرده است میدانی، هوای حرم، سیدحمیدرضا برقعی، حمیدرضا برقعی، برقعی.، شعر، شعر شعرشعرشعرشعرشعرشعرشعرشعرشعر،
[ دوشنبه 25 آذر 1392 ] [ 04:19 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
حضرت رقیه كه بود؟

دخترم! بگذار لب‌های چوب خورده‌ام امشب میهمان بوسه‌ای باشد از پیشانی سنگ خورده‌ات؛ از گیسوی پریشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌های معصوم تازیانه دیده‌ات؛ از صورت رنگ پریده سیلی خورده‌ات. دختركم! نخواب! بگذار بابا بخوابد.

 
به گزارش خبرنگار باشگاه خبری فارس «توانا»، بعد از اسیری خاندان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و سفر آنها به شام و كوفه، حضرت رقیه (ع) بعد از تحمل سختی‌‌های اسیری در شبی جانسوز در شام به شهادت رسید
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، آیات و روایات، حدیث، عکس،
برچسب ها: حضرت رقیه، رقیه بنت الحسین، رقیه که بود، حضرت رقیه که بود ؟، دختر 3 ساله امام حسین، امام حسین امام حسین امام حسین امام حسین امام حسین امام حسین امام حسین امام حسین امام حسین، شهادت حضرت رقیه،
[ جمعه 15 آذر 1392 ] [ 09:38 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

در ماه صفر صدقه برای آرامش دل مهدی فاطمه فراموش نشود. 




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، عکس،
برچسب ها: ماه صفر، امام زمان، صدقه،
[ جمعه 15 آذر 1392 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

آجرک الله یا صاحب الزّمان فی مصیبه جدک الحسین (ع)

 

به قلاده ی نفس گشتم اسیر
شدم زار و شرمنده و سر به زیر
تهی دستم و بی نوا و فقیر
مرا کس نخواند ذلیل و حقیر
مقامم بُوَد بس بزرگ و خطیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

حسین ازکرم انتخابم کند
غلام غلامش خطابم کند
گدای در خود حسابم کند
بهشتم بَرَد یا عذابم کند
به عشقش اسیرم اسیرم اسیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

خیالش زمن دلربایی کند
غمش دردلم خودنمایی کند
نوایش مرا نینوایی کند
ولایش مرا کربلایی کند
بدانند خلق از صغیر و کبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

منم عار او، او بود یارمن
زلطف و کرامت، خریدار من
نبودم که او بوده دلدار من
غمش شد انیسِ دل زار من
از آن دم که مادر مرا داده شیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

اگر چه گنه کار و آلوده ام
به خاک مزارش جبین سوده ام
دمی بی ولایش نیاسوده ام
گرفتار و دلداده اش بوده ام
از آن دم که آب و گلم شد خمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

زخون جگر پاکِ پاکم کنید
سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید
به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

به زخم جبین پیمبر قسم
به رخسار خونین حیدر قسم
به محسن، به زهرای اطهر قسم
به سبطین و عباس و اکبر قسم
به هفتاد و دو عاشق بی نظیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

دریغا که شد خاک صحرا کفن
بر آن کشته ی پاره پاره بدن
تنش پاره پاره تر از پیرهن
سرش نوک نی با خدا هم سخن
نگاهش سر نی به طفلی صغیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

به سردار بی لشگر کربلا
به سرهای لب تشنه از تن جدا
به قرآن زیر سُم اسب ها
به خونی که شد خونبهایش خدا
به جسمی که او را کفن شد حصیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

به هر کوی و هر بزم و هر انجمن
سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن
که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر

 

غلامرضا سازگار




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، عکس،
برچسب ها: محرم اومد از راه، محرم، امام حسین، یا حسین، یا ابا عبدالله، یا اباعبدالله الحسین، ashura ashura ashura ashura ashura ashura ashura ashura ashura ashura ashura ashura،
[ پنجشنبه 9 آبان 1392 ] [ 03:04 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 3 مهر 1392 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ شنبه 9 شهریور 1392 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 
«ثار» در لغت به معنای خونخواهی است. [1] .

«یالثارات الحسین علیه السلام» شعار یاران حضرت مهدی علیه السلام است که به خون خواهی امام حسین علیه السلام، هنگام قیام آن حضرت سر خواهند داد. به این معنا که «کجایند قاتلان حسین علیه السلام» [2] و یا به این معنا که «کجایند خونخواهان حسین علیه السلام».

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود:

«… وَهُمْ مِنْ خَشیَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ یَدعُونَ بِالشَّهادَةِ وَیَتَمَنَّونَ اَنْ یُقتَلُوا فِی سَبیلِ اللّهِ شِعارُهُم یَا لَثاراتِ الحُسَینِ علیه السلام اِذا سَارُوا یَسیِرُ الرُّعبُ اَمَامَهُمْ مَسِیرَةَ شَهرٍ» [3] ؛ «یاران مهدی… تنها ازخدا می ترسند و فریاد «لا اله الاّ اللّه» آنان بلند است و همواره در آرزوی شهادت وکشته شدن در راه خدایند. شعار آنان «یالثارات الحسین» است. (بیایید به طلب خون حسین و یاران

حسین علیه السلام). به هر سو که روی آورند، ترسِ از آنان، پیشاپیش در دل مردم افتد». [4] .

البته در پاره ای از روایات، از آن به عنوان شعار فرشتگانی که هنگام قیام برای یاری حضرت مهدی علیه السلام حضور می یابند، یاد شده است. [5] .

 

پاورقی

[1] ر.ک: لسان العرب، ج 4، ص 97؛ کتاب العین، ج 8، ص 236.

[2] ر.ک: مجمع البحرین، ج 3، ص 235.

[3] مستدرک الوسائل، ج 11، ص 114، ح 12565.

[4] ر.ک: بحارالانوار، ج 52، ص 308، باب 26.

[5] عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج 1، ص 299؛ صدوق، الأمالی، ص 129.

 

تبیان مهدویت




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، حدیث، عکس، حضرت سیدالشهدا (ع)،
برچسب ها: یا لثارات الحسین یا لثارات الحسین یا لثارات الحسین یا لثارات الحسین، یا لثارات الحسین یعنی چه، معنی یا لثارات الحسین،
[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

یا صاحب الزمان چه میکنید با غصه حرم عمه بزرگوارتان ؟ به فدای اشکهای چشمتان جان تمام عالم

یا عباس ، یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربنا بحق اخیک الحسین




طبقه بندی: ائمه معصومین، دفاع مقدس، عکس، حضرت سیدالشهدا (ع)،
[ پنجشنبه 7 شهریور 1392 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد



سید حمیدرضا برقعی



طبقه بندی: ائمه معصومین، عکس، شعر، حضرت سیدالشهدا (ع)،
برچسب ها: کربلا را دلتنگم، شعر کربلا را دلتنگم، سید حمیدرضا برقعی، حمیدرضا برقعی، برقعی، شعر، شعر حسینی،
[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2


گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
نویسندگان
نظر سنجی
نذر گل نرگس صلواتى بفرست






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم
حدیث موضوعی




☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼

درد دلهایی با امام زمان

ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات