کاشف الاحزان
این الطالب بدم المقتول بکربلا
قالب وبلاگ

بسم رب الحسین


زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ  کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی

جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت

ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست

کش صدهزار منزل بیش است در بدایت

هرچند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبیب خوش تر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ

قرآن زبر بخوانی در چارده روایت




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، شعر،
برچسب ها: داره میاد دوباره باز بوی محرم، بوی محرم، محرم اومد از راه.محرم، ماه محرم، امام حسین، سیدالشهدا، اباعبدالله،
[ سه شنبه 15 مهر 1393 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

ای عشق ببین حال پریشانی ما را                                                                                                                     
ای شوق نشان آتش حیرانی ما را

ای شور بیاور میِ توفانی ما را

تا صبح ببین ناد علی خوانی ما را



ما مرد شرابیم اگر هست بیارید

ما را به در بیت علی مست بیارید



دیدند همه قبله ی دنیا شدنش را

ذوق علی و گرم تماشا شدنش را

دیدند و ببینید مهیا شدنش را

لبخند علی و شب بابا شدنش را



تنها نه پدر عاشق خندیدن او بود

تا صبح نبی منتظر دیدن او بود



انگار شب قدر مقدر شده امشب

انگار نبی باز پیمبر شده امشب

برخیز زمین گوش زمان کر شده امشب

برخیز و ببین فاطمه مادر شده امشب



یک جلوه ز تصویر خداوند رسیده

امشب پسر شیر خداوند رسیده



بگذار که یعقوب گشاید نظرش را

تا با تو فراموش نماید پسرش را

هیچ است اگر عشق بریده است سرش را

رو کرده خدا با تو تمام هنرش را



لبخند بزن گردش این روز و شب از توست

شیرینی افطار پیمبر رطب از توست



یک چشم بگردان و زمین زیر و زبر کن

یک ناز بفرما همه را خون به جگر کن

بند آمده این راه از آن کوچه گذر کن

ما خاک قدمهات به ما نیز نظر کن



چشمان تو محراب سحرهای حسین اند

آقا پسران تو پسرهای حسین اند



وای از جلوات جبروتی که تو داری

از شدت نور ملکوتی که تو داری

فریاد از آن اوج سکوتی که تو داری

حق گرم تماشای قنوتی که تو داری



پیش تو ذلیلم به ضریحی که نداری

یک عمر دخیلم به ضریحی که نداری



دور و برتان این همه بیمار اگر هست

یا این همه در شهر بده کار اگر هست

این قدر گدا بر در و دیوار اگر هست

تقصیر که شد این همه سر بار اگر هست



دیدند کرم روی کرم می دهی آقا

ماندیم عجب بوی کرم می دهی آقا



چشم تو سخن از غم و از صبر به من گفت

از شمع شدن شعله شدن آب شدن گفت

با لطف تو چشمان من اینگونه سخن گفت

یک چشم حسینی شد و یک چشم حسن گفت

هرچند خدا خواست کرم داشته باشی

انگار بنا نیست حرم داشته باشی

سوزاند اگر غصه ی تو بال و پرم را

سوزاند غم زینبیه هم جگرم را

من نذر نمودم که کنم هدیه سرم را

ای کاش بیارند از آنجا خبرم را


سوگند در این سینه غم خواهر تو هست

هستیم سپر تا حرم خواهر تو هست


                                                                     حسن لطفی




طبقه بندی: ائمه معصومین، شعر،
برچسب ها: میلاد امام حسن، کریم آل طه، کریم آل الله، ای عشق ببین حال پریشانی ما را، امام حسن مجتبی، یا امام حسن،
[ شنبه 21 تیر 1393 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

 به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده اند

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت حق گذار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد،
[ یکشنبه 18 خرداد 1393 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، عکس، شعر،
برچسب ها: مبعث، رحمه للعالمین، مبعث مبارک، مبعث رحمه للعالمین مبارک، مبعث پیامبر مبارک،
[ دوشنبه 5 خرداد 1393 ] [ 12:39 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
در آفتاب نباشی رُباب حداقل

نمی خورد به لبت آفتاب حداقل

دو روزی است که نانی نخورده ای اصلاً

کمی بزن لب خود را به آب حداقل

چقدر گریه و گریه، بس است خسته شدی

عروس فاطمه قدری بخواب حداقل

تو یک تنه همه را تا فرات می بردی

اگر نبود به دستت طناب حداقل

تو را مجال ندادند قرص ماهت را

به صورتش بزنی یک نقاب حداقل

لب حسین خودش می کشد تو را در طشت

مکن نگاه به ظرف شراب حداقل

***
چقدر آب شدی و چقدر پیر شدی

در آفتاب مشین ای رباب حداقل

شاعر: علی اکبر لطیفیان





طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: عروس خانواده زهرا، خانم رباب، عروس فاطمه، حضرت رباب،
[ یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو

ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو

من همه تو ، تو همه تو ، او همه تو ، ما همه تو

هر که و هر کس همه تو ، این همه تو ، آن همه تو

من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من

تخته تو و ورطه تو و ساحل و توفان همه تو

ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو ای

رمز میستان همه تو راز نیستان همه تو

شور تو ، آواز تویی ، بلخ تو ، شیراز تویی

جاذبه شعر تو و جوهر عرفان همه تو

همتی ای دوست ! که این دانه ز خود سر بکشد

ای همه خورشید تو و خاک تو ، باران همه تو

تا به کجایم بری ای جذبه ی خون ! ذوق جنون !

سلسله بر جان همه من ، سلسله جنبان همه تو


حسین منزوی

از ترمه و تغزل




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: امام زمان،
[ جمعه 12 اردیبهشت 1393 ] [ 06:05 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بده در راه خدا من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آل عبا محتاجم


از قنوت سحر مادرتان جاماندم


پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم


مهربان ، کاش زُهیری بَغلم می کردی


من به آغوشِ پُر از مهر شما محتاجم


شوق پرواز بده روحِ زمین گیر مرا


به جنون سر إیوان طلا محتاجم


دودِ این شهر مرا، از نفس انداخته است


به هوای حرم کرب وبلا محتاجم


چقدَر گریه کنم ، تا نبری از یادم

در سراشیبی قبرم به شما محتاجم

 

وحید قاسمی

 




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، عکس، شعر،
[ سه شنبه 13 اسفند 1392 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

خورشید سپهر رهبری پیدا شد

 

احیاگر فقه جعفری پیدا شد

 

تبریک به مهدی که به عالم امشب

 

رخسار امام عسگری پیدا شد




طبقه بندی: ائمه معصومین، مهدویت، شعر،
برچسب ها: میلاد امام حسن عسگری، امام حسن عسگری، امام عسگری،
[ جمعه 18 بهمن 1392 ] [ 10:42 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

چقدر پنجره را بی بهار بگذاری

و یا نیایی و چشم انتظار بگذاری

 

مگر قرار نشد شیشه ای از آن می ناب

برای روز مبادا کنار بگذاری ؟

 

بیا که روز مبادای ما رسید از راه

که گفته است که ما را خمار بگذاری ؟

 

در این مسیر و بیابان بی سوار ، خوشا

به یادگار ،خطی از غبار بگذاری

 

گمان کنم تو هم ای گل بدت نمی آید

همیشه سر به سر روزگار بگذاری

 

نیایی و همه سررسیدهامان را

مدام چشم به راه بهار بگذاری ؟

 

جواب منتظران را بگو چه خواهی داد

همین بس است که چشم انتظار بگذاری ؟

 

به پای بوس تو خون دانه می کنیم و رواست

که نام دیگر ما را انار بگذاری

 

گمان کنم وسط کوچه دوازدهم

قرار بود که با ما قرار بگذاری

 

چراغ بر کف و روشن بیا ، مگر داغی

به جان این شب دنباله دار بگذاری

 

از نامه های کوفی سعید بیابانکی




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، مهدویت، شعر،
برچسب ها: شعر، سعید بیابانکی، نامه های کوفی، نامه های کوفی سعید بیابانکی، شعر شعر، شعر شعر شعر شعر، شعر مهدوی،
[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

[http://www.aparat.com/v/62xho]


 
                                                                                                                                   



طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، ویدئو کلیپ، دانلود، شعر،
برچسب ها: مداحی میثم مطیعی درباره پیاده روی اربعین، مداحی جدید میثم مطیعی درباره پیاده روی اربعین، مداحی درباره پیاده روی اربعین.مداحی پیاده روی اربعین، پیاده روی اربعین، میثم مطیعی، اربعین، مطیعی،
[ پنجشنبه 28 آذر 1392 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم رب الحسین


نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر

بلند مرتبه پیکر  بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت  هرجا سر

قسم به معنی "لا یمکن الفرار از عشق"

که پر شده است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن

به آسمان بنگر! ما رایت الا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه مبادا کفن  مبادا سر

همان سری که یحب الجمال محوش بود

جمیل بود  جمیلا بدن  جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک  همه بودند سروران را سر

زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان

حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس  "اجننی"  گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ام وهب را به پارهء تن گفت:

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا بحال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت لحظهء آخر به پای مولا سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

سری  که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود  پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

 

امام غرق به خون بود و زیر لب می گفت:

به پیشگاه تو آورده ام خدایا سر

میان خاک کلام خدا مقطعه شد

میان خاک  الف  لام  میم  طا  ها  سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازهء اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرکه هرچه دلش خواست داد ، حتی سر

نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او

ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر -

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیافتاده است از پا سر

صدای آیهء کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد ، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

چقدر زخم که با یک نسیم وا می شد

نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر

عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت

به چوب، چوبهء محمل نه با زبان  با سر



دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر.


سیدحمیدرضا برقعی

 

 




طبقه بندی: حضرت سیدالشهدا (ع)، ائمه معصومین، شعر،
برچسب ها: دلم هوای حرم کرده است میدانی، هوای حرم، سیدحمیدرضا برقعی، حمیدرضا برقعی، برقعی.، شعر، شعر شعرشعرشعرشعرشعرشعرشعرشعرشعر،
[ دوشنبه 25 آذر 1392 ] [ 04:19 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

 

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کنند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

مربع

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم...

 

 

سید حمیدرضا برقعی

 




طبقه بندی: ائمه معصومین، امام رضا(ع)، عکس، شعر،
برچسب ها: میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک، میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه، حضرت معصومه حضرت معصومه حضرت معصومه حضرت معصومه حضرت معصومه،
[ جمعه 15 شهریور 1392 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

(بسم الله الرحمن الرحیم)

چکیده

یکی از مباحث ضروری در حوزه مهدویت شناسی، پدیده حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ به این معنا که چگونه می‌توانیم برای مخاطبان منکر یا مردد، حضور آن انسان الهی بر روی این خاکدان را اثبات کنیم؟ پیدا است که اثبات چنین امری که از موضوعات متافیزیک به شمار می‌رود، می‌تواند به اثبات سایر آموزه‌های متافیزیک نیز کمک رساند. در این مقاله، با کمک برخی از آیات و روایات که از آن‌ها به عنوان ادله وحیانی یاد کرده ایم و دلیل عقل که بر ضرورت وجود حجت حاضر خداوند در میان مردم مبتنی است و نیز با استناد به کارکرد اصل تجربه‌های دینی که امروزه مورد توجه جهانیان است، حیات و حضور امام عصر را مورد تأکید قرار داده ایم.

 

مقدمه

از باورهای مؤکد شیعه که می‌توان آن را از پایه‌های منظومه عقیدتی آنان دانست، افزون بر تأکید بر اصل مهدویت، باور به حضور و حیات کنونی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. شیعه در این باور خود افزون بر آیات و روایات، از قاعده ضرورت استمرار هدایت الهی بهره می‌گیرد؛ همان قاعده‌ای که تعیین حجت الهی بر مردم را بر موسی علیه السلام در دوره کوتاه ملاقات با خداوند ضروری کرد. اگر رها کردن مردم تنها در چهل روز، امری ناروا تلقی می‌شود، آیا می‌توان درباره خداوند حکیم و آگاه بر نفوس و رفتار آدمیان چنین باور داشت که او آدمیان را در این دوازده سده بدون رهبر و پیشوا رها کرده است؟!

فرهنگ شیعه به دلیل چنین باوری از چنان غنا و استواری برخوردار است که همه عرفای مسلمان و پیروان مشرب‌های صوفیه با وجود اشکالاتی که بر اندیشه‌های آنان وارد است، از این تفکر شیعه دفاع نموده و با اندکی تفاوت بر حضور حجت خداوند در زمین تأکید کرده‌اند. سخن هانری کربن که شیعه را از جهت باور به حضور و حیات حجت خداوند در میان مردم، از همه مذاهب و فرق اسلامی برتر دانسته، بسیار شنیدنی است.

آیا شیعیان از این غنای فکری و فرهنگی خود باخبرند و می‌دانند که باور به حضور حجت خداوند میان مردم، تا چه اندازه می‌تواند در تعالی معنوی جهان، مؤثر واقع شود ؟

این بیت حافظ می‌تواند بیانگر حال ما باشد:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود

طلب از گم شدگان لب دریا می‌کرد

در این مقاله با استفاده از سه دلیل وحیانی، عقلی و تجربی، حیات کنونی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را مورد تأکید قرار می‌دهیم.

ضرورت اثبات حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جهانیان

وقتی سخن از حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به میان می‌آید، با توجه به گذشت بیش از هزار و دویست سال از عمر امام، بلافاصله اشکال چگونگی طول عمر امام  مطرح شده و پاسخ‌ها به این جهت سمت و سو می‌یابد که طولانی شدن عمر انسان‌ها لزوماً از امور خارق عادت به شمار نمی‌رود، تا برای اثبات آن، بسان معجزات پیامبران به قدرت بی‌انتهای خداوند و عدم خروج امور خارق عادت از قانون علّیت استدلال شود؛ بلکه عموماً گفته می‌شود که اشخاص بسان نوح علیه السلام که از آن‌ها به «معمر» یاد می‌شود در گستره خاکی بوده‌اند که عمری فراتر از هزار سال داشته‌اند.[1]

اما مقصود ما از اثبات حیات امام، مسأله‌ای فراتر از این اشکال طول عمر است؛ زیرا بر اساس دکترین مهدویت از نگاه شیعه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اکنون، میان مردم زندگی می‌کند.

امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف همچون سایر ساکنان زمین، هر روز و شب، خورشید و ستارگان آسمان را نظاره می‌کند و کنار حیات طبیعی، از حیات طیبه و سراسر معنوی برخوردار بوده و بسان رسول خدا، حضرت امیر و سایر امامان علیهم السلام روز و شب به عبادت و بندگی مشغول است.[2]

او در کنار همه این برنامه‌های فردی و عبادی، بار سنگین امامت، ولایت و هدایت امّت اسلامی، بلکه نورافشانی به سراسر عالمیان را بر عهده دارد؛[3] زیرا او میراث‌بر پیامبری است که خداوند، او را رحمت برای جهانیان دانسته است؛ آن جا که فرموده است:

(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ) (انبیاء: 107)

 

بقیه در ادامه مطلب- حتما بخوانید


ادامه مطلب

طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، مسجد مقدس جمکران، دشمن شناسی، استاد رائفی پور، ائمه معصومین، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت، حدیث، عکس، شعر،
برچسب ها: دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر، دلایل حیات امام زمان دلایل حیات امام زمان دلایل حیات امام زمان دلایل حیات امام زمان،
[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد



سید حمیدرضا برقعی



طبقه بندی: ائمه معصومین، عکس، شعر، حضرت سیدالشهدا (ع)،
برچسب ها: کربلا را دلتنگم، شعر کربلا را دلتنگم، سید حمیدرضا برقعی، حمیدرضا برقعی، برقعی، شعر، شعر حسینی،
[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بیا که آینه روزگار زنگاریست

بیا که زخم زبانهای دوستان کاریست

 

به انتظار نشستن در این زمانه ی یأس

برای منتظران چاره نیست، ناچاریست

 

به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما

قبول طبع شما نیست ، کوچه بازاریست

 

چه قاب ها و چه تندیسهای زرینی

گرفته ایم  به نامت که کنج انباریست

 

نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود

کنون بیا که بناهایمان طلاکاریست

 

به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم

تمام سال اگر کارمان عزاداریست

 

نه اینکه جمعه فقط صبح زود بیدارند

که کار منتظرانت همیشه بیداریست

 

به قول خواجه ما در هوای طره ی تو

«چه جای دم زدن نافه های تاتاریست »

 

از کتاب نامه های کوفی

سعید بیابانکی




طبقه بندی: مهدویت، شعر،
برچسب ها: شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر، نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی، سعید بیابانکی سعید بیابانکی سعید بیابانکی سعید بیابانکی، کتاب نامه های کوفی اثر سعید بیابانکی، شعر انتظار شعر انتظار شعر انتظار شعر انتظار شعر انتظار،
[ شنبه 26 مرداد 1392 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3


گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
نویسندگان
نظر سنجی
نذر گل نرگس صلواتى بفرست






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم
حدیث موضوعی




☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼

درد دلهایی با امام زمان

ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic