کاشف الاحزان
این الطالب بدم المقتول بکربلا
قالب وبلاگ
[ یکشنبه 18 خرداد 1393 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم رب المهدی

شیخ حرّ عاملى(ره) از بزرگان اصحاب نقل مى‎كند كه امام صادق(علیه‎السلام) فرمود:«شبى كه حضرت قائم(عج) در آن متولد شد، هیچ نوزادى در آن شب متولد نمى‎شود مگر این كه مؤمن خواهد شد، و اگر در سرزمین كفر متولد گردد، خداوند او را به بركت امام مهدى(عج) به سوى ایمان منتقل مى‎سازد.»(1)   

 

در نیمه شعبان زیارت حضرت امام حسین(علیه‎السلام) و همچنین زیارت امام زمان(علیه‎السلام) مستحب است، امام صادق(علیه‎السلام) فرمود:

 

«شب نیمه شعبان بهترین شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نیمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است، در ركعت اول بعد از حمد، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحید خوانده شود.»(2)      

 

غسل و شب زنده‎دارى و عبادت در این شب، فضیلت بسیار دارد، این شب در نزد خدا چنین مقامى دارد كه ولادت با سعادت امام زمان(علیه‎السلام) در سحرگاه این شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده است.

 

ضمناً روایاتى به ما رسیده است كه نیمه شعبان همان شب قدر و تقسیم ارزاق و عمرها است، و در بعضى از این روایات آمده که شب نیمه شعبان، شب امامان(علیهم‎السلام) است و شب قدر، شب رسول خدا(صلى الله علیه و آله) است.

 

از جمله فضائل این شب این است که، از شب‎هاى مخصوص زیارت امام حسین(علیه‎السلام) است كه صد هزار پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را در این شب زیارت مى‎كنند.

 

از نمازهاى مستحبى كه در این شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صدبار سوره توحید خوانده مى‎شود.

 

نقل شده: رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) فرمود: شب نیمه شعبان در خواب دیدم جبرئیل بر من نازل شد و فرمود: اى محمّد(صلى الله علیه و آله) در چنین شبى خوابیده‎اى؟ گفتم: این شب چه شبى است؟

 

فرمود: شب نیمه شعبان است برخیز. مرا بلند كرد و به بقیع برد، و سپس جبرئیل فرمود: سرت را بلند كن زیرا در این شب‎ها درهاى رحمت خدا در آسمان به روى بندگان باز است، همچنین درِ رضوان، درِ آمرزش، درِ فضل، درِ توبه، درِ نعمت، درِ جود و سخاوت، درِ احسان باز است، خداوند به عدد پشم‎ها و موهاى چرندگان در این شب گنهكاران را آزاد مى‎كند، پایان عمرها در این شب، تعیین مى‎گردد، رزق‎هاى یك سال در این شب تقسیم مى‎شود و حوادث یك سال در این شب معیّن مى‎گردد.

 

اى محمد! كسى كه این شب را با تكبیر و تسبیح و تهلیل و دعا و نماز و قرائت قرآن و اطاعت و خضوع و استغفار بسر برد، بهشت منزل و سراى او است، و خداوند گناهان گذشته و آینده‎اش را مى‎آمرزد ... اى محمد(صلى الله علیه و آله) این شب را احیاء بگیر و به امت خود دستور بده آنها نیز این شب را احیاء بدارند، و با عمل به سوى خدا تقرب جویند، چرا كه این شب شبى شریف است.

 

از اعمال این شب، خواندن دعاى كمیل در سجده است روایت شده كه كمیل گوید دیدم حضرت على (علیه‎السلام) این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواندند.

 

در مورد زیارت امام حسین(علیه‎السلام) در این شب به خصوص در صورت امكان در كنار قبرش، آمده هر كه بشناسد امام حسین(علیه‎السلام) را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گردید و وسیله و راهگشایى براى رسیدن به فوز عظیم شد(خلاصه این كه عبادتش در این شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خویشتن را در برابر خدا خاضع نماید كه شایستگى آن را دارا مى‎باشد و نیز از خدا خواسته‎هاى شرعیش را تقاضا كند.

 

پی نوشت ها:

1- توضیح المقاصد شیخ بهائى، ص 533.

2- اثباة الهداة، ج 7، ص 162.

3- اقتباس از كتاب المراقبات، نوشته عالم ربّانى و عارف صمدانى، مرحوم حاج میرزا جواد تبریزى، ص 79 به بعد (دعاها و نمازهاى دیگرى نیز ذكر شده به این كتاب مراجعه شود.)

برگرفته از کتاب حضرت مهدى(عج)، فروغ تابان ولایت، محمد محمدى اشتهاردى .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی.

 




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، حدیث، پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)،
برچسب ها: شب نیمه شعبان شب قدر، شب نیمه شعبان.شب قدر، نیمه شعبان، شب نیمه شعبان همانند شب قدر، شب نیمه شعبان شبی مانند شب قدر، شب نیمه شعبان، اعمال شب نیمه شعبان،
[ یکشنبه 18 خرداد 1393 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم ربّ المهدی


در اتوبوس نشسته بودیم كه اذان از رادیو پخش شد. جوان به راننده گفت: نگه دارید تا نماز  بخوانیم.

راننده گفت: وقتی به قهوه خانه رسیدیم، نگه می دارم ولی جوان اصرار داشت كه همین  اول وقت نمازش را بخواند.

بحث بالا گرفت تا اینكه بالاخره راننده تسلیم شد و توقف كرد. جوان كنار جاده با آرامش كامل نمازش را خواند و سوار شد.

بعد از سوار شدن گفت: من به امام زمان(عج) قول داده ام كه نمازم را اول وقت بخوانم و بعد قصه خود را تعریف كرد.

گفت: من در یك كشور اروپایی درس می خواندم. محل اقامتم تا دانشگاه فاصله زیادی داشت و روزانه فقط یك اتوبوس این مسیر را طی می كرد.

یك روز كه برای آخرین آزمون فارغ التحصیلی عازم دانشگاه بودم ، اتوبوسِ پر از مسافر، وسط راه خراب شد و روشن نشد.  مسافران پیاده شدند و كنار جاده منتظر ماندند تا وسیله ای پیدا شود و آنها را به مقصد برساند. من كه از این وضعیت بسیار نگران بودم و وقت زیادی هم نداشتم، مرتب قدم می زدم و به جاده نگاه می كردم و حرص می خوردم كه زحمات چندین ساله ام در آستانه سفر به ایران بر باد رفت و...

در همین اثنا در ذهنم خطور كرد كه در ایران وقتی مشكلی داشتیم، متوسل به امام زمان(عج) می شدیم و از او كمك می خواستیم. با دل شكسته اشكم جاری شد . با خودم گفتم: یا صاحب الزمان(عج)! اگر امروز كمكم كنی تا به امتحان برسم، قول می دهم و متعهد می شوم تا آخر عمر نمازم را همیشه اول وقت بخوانم!

من هم ازهمه امیدوارتر سوار شدم. همین كه اتوبوس خواست حركت كند، همان آقای ناشناس بالا آمد و من را به اسم صدا زد و فرمود: قولی كه به ما دادی یادت نرود! نماز اول وقت را فراموش نكن!

هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود كه آقایی از دور آمد و با زبان محلی به راننده گفت: چی شده؟ بعد مقداری ماشین را دستكاری كرد و گفت: برو استارت بزن! ماشین خراب روشن شد و همه  خوشحال سوار شدند.

من هم از همه امیدوارتر سوار شدم. همین كه اتوبوس خواست حركت كند، همان آقای ناشناس بالا آمد و من را به اسم صدا زد و فرمود: قولی كه به ما دادی یادت نرود! نماز اول وقت را فراموش نكن!

من كه نمی توانستم حرفی بزنم، فقط احساس كردم آقا رفت و من او را ندیدم! شروع كردم به اشك ریختن  و گریه كردن!

بخش مهدویت تبیان




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، تشرفات،
برچسب ها: امام زمان، جوان، نماز اول وقت، نماز اول وقت فراموش نشود، امام زمان جوان نماز اول وقت،
[ یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
بسم رب المهدی
تابستان سال ۱۳۸۰ دو نفر از دوستانم را که در یکی از کشورهای اطراف هستند در مشهد مقدس دیدار کردم در بین صحبتها که بیشتر راجع به عنایات و کرامات و معجزات اهل بیت علیهم السلام مخصوصا آقا امام زمان علیه السلام بود یکی از آنها به نام ابوحسین این حکایت را برایم نقل کردند و گفتند :
مدتها بود مشتاق زیارت آقا امام زمان روحی فداه بودم و از هر راهی که فکرم می رسید وارد می شدم تا شاید به این فیض عظیم برسم .
تا اینکه یک روز که در منزل خوابیده بودم در عالم رویا دیدم آقا امام زمان ارواحنا فداه به منزلمان تشریف آوردند و وارد اتاق شدند بعد از سلام و احوالپرسی معمول فرمودند : 
« من می خواهم کمی استراحت کنم و بخوابم »
من خواستم برای آقا رختخواب بیاورم فرمودند : « روی عبای خودم می خوابم » و عبایشان را روی زمین پهن کردند .
وقتی خواستند بخوابند دیدم روی دست راست خود خوابیدند عرض کردم : « آقا چرا روی دست راستتان خوابیدید ؟ »
آقا فرمودند : « یادم آمد از دو جریان : یکی اینکه مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها را در کوچه بر گونه راستشان جسارت کردند . یکی دیگر اینکه در روز عاشورا در آن ساعات آخر جدم ابی عبدالله الحسین علیه السلام وقتی می خواستند از روی اسب بر زمین بیفتند بر گونه راستشان افتادند » .


از بهشت حضرت صاحب الزمان
سیدجواد معلم



طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین،
برچسب ها: حضرت مهدی (عج)، رویای صادقه، رویای صادقه در مورد امام زمان، خواب دیدن امام زمان، دیدن امام زمان در خواب، امام زمان،
[ دوشنبه 11 فروردین 1393 ] [ 12:37 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

«حِرْز» در لغت یعنی: دعایی که بر کاغذی نویسند و با خود دارند، چشم آویز و تعویذْ.

حرز امام زمان، حضرت قائم (عج) این است:

«یا مالِک الرِّقابِ وَ یا هازِمَ الأحْزابِ یا مُفَتِّحَ الابْوابِ یا مُسَبِّبَ الاسْبابِ. سَبِّبْ لَنا سَبَباً لا نُستَطیعُ لَه طَلَباً بِحَقِّ لا الهَ الاّ اللهِ مُحَمَّدٌ رَسولَ اللهِ عَلَیهِ وَ عَلی الهِ اجْمَعینَ

: ای صاحب اختیار، و ای گریزاننده ی احزاب و ای گشاینده ی درها، ای سبب ساز، برای ما سببی که نتوانیم آن را بجوییم، فراهم کن به حقّ خدایی که جز او نیست و پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلّم». («مفاتیح الجنان»، باقیّات الصالحات، باب ۵)



منبع : حرز قائم « پرتال پایگاه تخصصی تبیان مهدویت پرتال پایگاه تخصصی تبیان مهدویت 



طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
در رابطه با مومنانی که از دنیا رفته اند یک سوال مطرح شد : که آیا میشود به جای آنان دعای عهد خواند و برای آنان آرزو کرد که در عصر حکومت کریمه به دنیا رجعت کنند ؟ و حیات مجددی را در سایه پادشاهی عادل همچون حضرت مهدی (عج) دارا باشند ؟ خدا را سپاسگزاریم که حضرت مهدی در عالم رویا فرمودند :
 « دعای عهد را از جانب ایشان بخوانید و در این خواندن عجله کنید که وقت تنگ است » 
باشد به امید حق ، خوشبختی و سعادت در عصر حکومت کریمه تجربه شود . ان شاالله

حکومت جهانی حضرت رلیعصر



طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت،
برچسب ها: دعای عهد، خواندن دعای عهد برای گذشتگان،
[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

از وقتی که مسجدالنبی ساخته شد پیامبر اکرم (ص) در موقع ایراد خطبه و سخنرانی (مخصوصا روزهای جمعه) برای مسلمانان ، بر تنه درخت خرمایی که در صحن مسجد باقی مانده بود تکیه می دادند ، منتها وقتی جمعیت زیاد شد ، اصحاب پیشنهاد کردند که منبری برای رسول خدا (ص) ساخته شود تا همگان ، به آسانی بتوانند پیشوای مهربان خود را ببینند پیامبر نیز اجازه فرمودند منبری از چوب با دو پله و یک عرشه ساخته شد.

 اولین جمعه ای که پیش آمد رسول اکرم جمعیت را شکافتند و با پشت سر گذاشتن آن ستون نخل به طرف منبر ره سپار شدند همین که بر عرشه منبر قرار گرفتند یک باره صدای ناله ستون خشکیده همانند زن فرزند مرده بلند شد ،با ناله ستون ،صدای جمعیت نیز به گریه و ناله برخاست .رسول خدا از منبر به زیر آمدند ستون را در بغل گرفتند و دست مبارک را بر آن کشیدند و فرمودند آرام باش سپس به طرف منبر برگشته خطاب به مردم فرمودند :

«ای مردم این چوب خشک نسبت به رسول خدا اظهار علاقه و اشتیاق می کند و از دوری وی محزون می گردد ولی برخی از مردمان باکشان نیست که به من نزدیک شوند یا از من دور گردند اگر من او را در بغل نگرفته و بر آن دست نکشیده بودم تا روز قیامت از ناله خاموش نمی شد .»

آری! درختی خشک لحظه ای از پیامبر دور شد و صدا به ناله بلند کرد با اینکه آن حضرت را می دید ، ما را چه شده است که امام زمان خویش را نمیبینیم و از او دوریم اما به زندگی عادی خویش سرگرم ایم ، به یاد همه کس و همه چیز هستیم جز امام زمانمان !

سید کریم پینه دوز از بخت یارانی بود که توفیق و سعادت دیدار ولی غایب خدا امام زمان را در حجره محقر خود داشت ،نوشته اند که روزی امام ارواحنافداه از آن مرد سعادتمند پرسیدند :

سید کریم اگر هفته ای بگذرد و ما را نبینی چه خواهی کرد ؟

سید کریم پاسخ داده بود : آقا جان می میرم .....

حضرت ولی عصر نیز فرموده بودند :

اگر اینگونه نبود به سراغت نمی آمدیم .....

تعارف را کنار بگذاریم اگر به راستی چنین حالتی به برخی شیعیان (نه همه آنها !) دست بدهد و فراق هجران آن حضرت دست کم گروهی از دوستان را اندوهگین و بی قرار سازد ، به سعادت وصال و حضور ایشان نخواهیم رسید؟؟؟

 

از آشتی با امام عصر (عج) دکتر علی هراتیان




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت، حدیث،
برچسب ها: جایگاه امام زمان در زندگی ما، آشتی با امام عصر، دکنر علی هراتیان، آشتی با امام عصر دمتر علی هراتیان، علی هراتیان، امام زمان، آشتی با امام زمان،
[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

چقدر پنجره را بی بهار بگذاری

و یا نیایی و چشم انتظار بگذاری

 

مگر قرار نشد شیشه ای از آن می ناب

برای روز مبادا کنار بگذاری ؟

 

بیا که روز مبادای ما رسید از راه

که گفته است که ما را خمار بگذاری ؟

 

در این مسیر و بیابان بی سوار ، خوشا

به یادگار ،خطی از غبار بگذاری

 

گمان کنم تو هم ای گل بدت نمی آید

همیشه سر به سر روزگار بگذاری

 

نیایی و همه سررسیدهامان را

مدام چشم به راه بهار بگذاری ؟

 

جواب منتظران را بگو چه خواهی داد

همین بس است که چشم انتظار بگذاری ؟

 

به پای بوس تو خون دانه می کنیم و رواست

که نام دیگر ما را انار بگذاری

 

گمان کنم وسط کوچه دوازدهم

قرار بود که با ما قرار بگذاری

 

چراغ بر کف و روشن بیا ، مگر داغی

به جان این شب دنباله دار بگذاری

 

از نامه های کوفی سعید بیابانکی




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، مهدویت، شعر،
برچسب ها: شعر، سعید بیابانکی، نامه های کوفی، نامه های کوفی سعید بیابانکی، شعر شعر، شعر شعر شعر شعر، شعر مهدوی،
[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

سخنان پیامبر (ص) درباره امام زمان (عج)

امام زمان (عج)

پیامبر اکرم (ص): مهدی از فرزندان من است اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است، از نظر اخلاق و رفتار شبیه ترین مردم به من است، برای او غیبت و حیرتی است که امتها در آن گمراه شوند ، سپس مانند شهاب ثاقب پیش اید و زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.    امام محمد باقر(ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می کند که فرمود: خوشا بر احوال کسی که قائم اهل بیت مرا ادراک کرده و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنین کسی در روز قیامت از رفقا و دوستان من و گرامی ترین امت من خواهد بود. امام علی (ع) از حضرت محمد (ص) روایت می کند که حضرت فرمودند: برترین عبادت انتظار فرج است. ابن عباس از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود : علی بن ابی طالب پس از من امام امت و خلیفه من بر آنان خواهد بود و قائم منتظری که زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد از فرزندان اوست و قسم به خدایی که مرا بشیر و نذیر مبعوث فرمود کسانی که در دوران غیبتش بر اعتقاد بدو ثابت باشند از کبریت احمر کمیاب ترند؛  آنگاه جابربن عبدالله انصاری گفت: آیا قائمی که از فرزندان توست غیبت دارد؟ فرمود: به خدا چنین است تا در آن غیبت مومنان باز شناخته شده و کافران نابود شوند، ای جابر! این امر از امور الهی و سری از اسرار ربوبی و مستور از بندگان خدا است ، مبادا در آن شک کنی که شک در امر خدای تعالی کفر است. از امام صادق(ع) روایت است که پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمود: ای علی! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین ، مردمی هستند که در آخرالزمان خواهند بود پیامبر را ندیده اند و از امام نیز محجوبند ، اما به سوادی که بر بیاضی رقم خورده است ایمان دارند.  

موسوی - گروه دین واندیشه تبیان



طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، حدیث، عکس،
برچسب ها: امام زمان و حضرت محمد، امام زمان و پیامبر، امام زمان و رسول الله، امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان، حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد، امام زمان و پیامبر امام زمان و پیامبر امام زمان و پیامبر امام مان و پیامبر امام زمان و پیامبر امام زمان و پیامبر امام زمان و پیامبر، صاحب الزمان،
[ یکشنبه 22 دی 1392 ] [ 03:30 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
مرحوم « حاج شیخ محمدجعفر جوادی » در عالم کشف یا شهود خدمت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه مشرف شده آن حضرت را بسیار غمگین می بیند . از حال آن بزرگوار سوال می کند . می فرمایند :
« دلم خون است ! دلم خون است ! ....»
مرحوم حاج محمدعلی فشندی می گوید :
در مسجد جمکران قم اعمال را به جا آورده بودم و با همسرم می آمدم . دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده اند و قصد دارند به طرف مسجد بروند . با خود گفتم : این سید نورانی در این هوای گرم تابستان ، از راه رسیده و تشنه است . ظرف آبی به دست ایشان دادم پس از آشامیدن ظرف آب را پس دادند گفتم :آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان ارواحنا فداه را از خدا بخواهید تا امر ظهور نزدیک شود فرمودند :
شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند اگر ما را بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد .
یکی از علمای وارسته و برجسته نجف به کربلای معلا مشرف می شود و در حرم مطهر حضرت سیدالشهدا (ع) به محضر حضرت مهدی ارواحنا فداه شرف یاب
 می گردد . امام زمان به او می فرمایند :
« فلانی ببین اینجا -که (در کنار ضریح جد غریبم و زیر گنبد طلای ان ) دعا مستجاب است - مردم به فکر من نیستند و برای فرج من دعا نمی کنند .»
سپس آن حضرت تصرف ولایتی می فرمایند و آن عالم ربانی خواسته های مردم را می شنوند که هرکدام برای حوائج خصوصی خود دعا می کنند . امام می فرمایند:  
« شنیدی حتی یک نفر از این زائرین نگفت خدایا فرج مهدی را برسان ! »

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه


از کتاب آشتی با امام عصر (عج) نوشته دکتر علی هراتیان




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، مسجد مقدس جمکران، ائمه معصومین، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت،
برچسب ها: مظلومیت امام زمان، مظلومیت امام زمان از زمان خود آن حضرت، مظلومیت، امام زمان، مظلومیت امام زمان از زبان آن حضرت، مظلومیت امام زمان (ع)، مظلومیت امام زمان مظلومیت امام زمان مظلومیت امام زمان مظلومیت امام زمان،
[ دوشنبه 25 آذر 1392 ] [ 05:04 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم ربّ الحسین

بر طبق روایاتى که صدوق(ره)و دیگران نقل کرده‏ اند از جمله جاهایى که حضرت محمد(ص) در هنگام سیر بر بالاى زمین در شب معراج مشاهده فرمود سرزمین قم بود که به صورت بقعه‏ اى مى‏درخشید و چون از جبرئیل نام آن نقطه را پرسید پاسخ داد: اینجا سرزمین قم است که بندگان مؤمن و شیعیان اهل بیت تو در اینجا گرد مى‏آیند و انتظار فرج دارند و سختیها و اندوهها بر آنها وارد خواهد شد.




طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، حدیث،
برچسب ها: معراج، شب معراج، حضرت محمد، شهر قم، قم، شب معراج و شهر قم، معراج قم معراج قم معراج قم معراج ذقم معراج قم معراج قم معراج قم معراج قم معراج قم معراج قم،
[ جمعه 15 آذر 1392 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

رزمندگان ما در لحظات سخت جنگ در زیر آتش گلوله‌های دشمن بعثی از ائمه، با اخلاص استمداد می‌طلبیدند و آنان نیز از روی لطف و کرمشان دستگیری می‌کردند.
و حال به مناسبت سالروز میلاد با سعادت حجت خدا روی زمین، و تبریک ولادت منجی عالم بشریت، مهدی موعود (عج) نگاهی می‌کنیم به قطره‌ای از دریای کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها، باشد که مورد قبول حضرتش قرار گیرد.

رزمنده‌ای که شفا گرفت

قبل از عملیات والفجر مقدماتی بود، شب جمعه برادران درخواست کردند که برای خواندن دعای پر فیض کمیل در مسجد پادگان جمع شویم. یکی از دوستان نابینا بود و جایی را نمی‌دید. قبل از اعزام، هرچه تلاش کردند تا مانع از آمدنش به جبهه شوند موفق نشدند. می‌گفت: «می‌توانم لااقل آب برای رزمندگان بریزم».
آن شب در اواسط دعا بلند شد. مدام صدا می‌زد: «یابن‌الحسن (عج)، مهدی جان کجا می‌روی؟ من نابینا هستم. من نابینای چشم بسته را از این گرفتاری و فلاکت نجات بده». در حال گریه به راه افتاد و ۲۰ متری جلو رفت و فریاد زد: «خدا را شکر، خدا را شکر، چشمانش باز شد، بچه‌ها دورش حلقه زدند و او را غرق بوسه کردند. آن شب همگی خدا را شکر کردیم که امام زمان (عج) به مجلس‌مان عنایت نمودند.».

توسل به آقا

در منطقه‌ی دربندی خان مجروح شدم. سه ماه و نیم نمی‌توانستم راه بروم. شبی خیلی گریه کردم، دیگر خسته شده بودم. امام زمان (عج) را به مادرش قسم دادم. دلم برای جبهه پر می‌زد. صبح زود همین که از خواب برخاستم، سراغ عصا رفتم و شروع کردم با اعتماد راه رفتن. پاهایم سالم بود و من از شوق تا دو روز اشک می‌ریختم و گریه می‌کردم.
مگر نمی‌بینی که ظلم سراسر گیتی را فرا گرفته و مهدی فاطمه (عج) سرباز می‌طلبد؟
(شهید محمد کمالیان)

 

شهید اندرزگو و امداد امام زمان علیه‌السلام

این خاطره را شهید حجت الاسلام سید علی اندرزگو برای آزاده و شهید حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر ابوترابی نقل کرده‌اند:
یک بار مجبور شدیم به صورت قاچاقی از طریق مشهد به افغانستان برویم. بین راه رودخان? وسیع و عمیقی وجود داشت که ما خبر نداشتیم. آب موج می‌زد بر سر ما و من دیدم با زن و بچه نمی‌توانم عبور کنم. راه بر گشت هم نبود، چون همه جا در ایران دنبال من بودند. همان جا متوسل به وجود آقا امام زمان- عجل الله فرجه- شدیم. نمی‌دانم چه طور توسل پیدا کردیم. گفتیم: «آقا! این زن و بچه توی این بیابان غربت امشب در نمانند، آقا! اگر من مقصرم این‌ها تقصیری ندارند.».
در همان وقت اسب سواری رسید و از ما سوال کرد این جا چه می‌کنید؟ گفتم می‌خواهیم از آب عبور کنیم. بچه را بلند کرد و در سینه‌ی خودش گرفت. من پشت سر او، خانم هم پشت سر من سوار شد. ایشان با اسب زدند به آب؛ در حالی که اسب شنا می‌کرد راه نمی‌رفت. آن طرف آب ما را گذاشتند زمین و تشریف بردند.
من سجده‌ی شکری به جا آوردم و درهمان حال گفتم بهتر [است] از او بیشتر تشکر کنم. از سجده بر خاستم دیدم اسب سوار نیست و رفته است. در همین حال به خودم گفتم لباس‌هایمان را دربیاوریم تا خشک شود. نگاه کردیم دیدیم به لباس‌هایمان یک قطره آب هم نپاشیده [است]! به کفش و لباس و چادر همسرم نگاه کردم دیدم خشک است. دو مرتبه بر سجده‌ی شکر افتادم و حالت خاصی به من دست داد.
«تهران- موزه‌ی شهدا- خ آیت الله طالقانی».

 

عملیاتی که با عنایت حضرت آغاز شد

جلسه‌ای داشتیم. وقتی که از جلسه برگشتیم، شهید بروجردی به اتاق نقشه رفت و شروع به بررسی کرد. شب بود و بیرون، در تاریکی فرو رفته بود. ساعت دوی نیمه شب بود، می‌خواستیم عملیات کنیم. قرار بود اوّل پایگاه را بزنیم، بعد از آنجا عملیات را شروع کنیم. جلسه هم برای همین تشکیل شده بود. با برادران ارتشی تبادل نظر می‌کردیم و می‌خواستیم برای پایگاه محل مناسبی پیدا کنیم. بعد از مدتی گفت‌وگو هنوز به نتیجه‌ای نرسیده بودیم. باید هر چه زودتر محلّ پایگاه مشخص می‌شد، و الّا فرصت از دست می‌رفت و شاید تا مدت‌ها نمی‌توانستیم عملیات کنیم.
چند روزی می‌شد که کارمان چند برابر شده بود و معمولاً تا دیروقت هم ادامه پیدا می‌کرد. خستگی داشت مرا از پای در می‌آورد. احساس سنگینی می‌کردم، پلک‌هایم سنگین شده بود و فقط به دنبال یک جا به اندازه خوابیدن می‌گشتم تا بتوانم مدتی آرامش پیدا کنم. بروجردی هنوز در اتاق نشسته بود، گوشه‌ای پیدا کردم و به خواب عمیقی فرو رفتم. قبل از نماز صبح از خواب پریدم. بروجردی آمد توی اتاق، در حالی که چهره‌اش آرامش خاصی پیدا کرده بود و از غم و ناراحتی چند ساعت پیش چیزی در آن نبود. دلم گواهی داد که خبری شده است. رو به من کرد و پرسید: نماز امام زمان (ع) را چطور می‌خوانند؟
با تعجب پرسیدم: حالا چی شده که می‌خواهی نماز امام زمان (ع) را بخوانی؟ گفت: نذر کرده‌ام و بعد لبخندی زد.
گفتم: باید مفاتیح را بیاورم. مفاتیح را آوردم و از روی آن چگونگی نماز را خواندم. نماز را که خواندیم، گفت: برو هرچه زودتر بچه‌ها را خبر کن.
مطمئن شدم که خبری شده وگرنه با این سرعت بچه‌ها را خبر نمی‌کرد. وقتی همه جمع شدند گفت: برادران باید پایگاه را اینجا بزنیم، همه تعجب کردند.
بروجردی با اطمینان روی نقشه یک نقطه را نشان داد و گفت: باید پایگاه اینجا باشد. فرمانده سپاه سردشت هم آنجا بود. رفت طرف نقشه و نقطه‌ای را که بروجردی نشان داده بود، خوب بررسی کرد. بعد در حالی که متعجب، بود لبخندی از رضایت زد و گفت: بهترین نقطه همین جاست، درست همین جا، بهتر از اینجا نمی‌شود.
همه تعجب کرده بودند. دو روز بود که از صبح تا شام بحث می‌کردیم، ولی به نتیجه نمی‌رسیدیم؛ حتی با برادران ارتشی هم جلسه‌ای گذاشته بودیم و ساعت‌ها با همدیگر اوضاع منطقه را بررسی کرده بودیم. حالا چطور در مدتی به این کوتاهی، بروجردی توانسته بود بهترین نقطه را برای پایگاه پیدا کند؟ یکی یکی آن منطقه را بررسی می‌کردیم، همه می‌گفتند: بهترین نقطه همین جاست و باید پایگاه را همین جا زد.
رفتم سراغ برادر بروجردی که گوشه‌ای نشسته بود و رفته بود توی فکر. چهره‌اش خسته نشان می‌داد، کار سنگین این یکی دو روز و کم خوابی‌های این مدت خسته‌اش کرده بود. با اینکه چشم‌هایش از بی‌خوابی قرمز شده بودند ولی انگار می‌درخشیدند و شادمانی می‌کردند. پهلوی او نشستم، دلم می‌خواست هرچه زودتر بفهمم جریان از چه قرار است. گفتم: چطور شد محلی به این خوبی را پیدا کردی، الآن چند روز است که هرچه جلسه می‌گذاریم و بحث می‌کنیم به جایی نمی‌رسیم. در حالی که لبخند می‌زد گفت: راستش پیدا کردن محلّ این پایگاه کار من نبود. بعد در حالی که با نگاهی عمیق به نقشه بزرگ روی دیوار می‌نگریست ادامه داد:
شب، قبل از خواب توسل جستم به وجود مقدس امام زمان (ع) و گفتم که ما دیگر کاری از دستمان برنمی‌آید و فکرمان به جایی قد نمی‌دهد، خودت کمکمان کن.
بعد پلک‌هایم سنگین شد و با خودم نذر کردم که اگر این مشکل حل شود، به شکرانه نماز امام زمان (ع) بخوانم. بعد خستگی امانم نداد و همان جا روی نقشه به خواب رفتم.
تازه خوابیده بودم که دیدم آقایی آمد توی اتاق. خوب صورتش را به یاد نمی‌آورم. ولی انگار مدت‌ها بود که او را می‌شناختم، انگار خیلی وقت بود که با او آشنایی داشتم.
آمد و گفت که اینجا را پایگاه بزنید. اینجا محل خوبی است و با دست روی نقشه را نشان داد. به نقشه نگاه کردم و محلی را که آن آقا نشان می‌داد را به خاطر سپردم.
از خواب پریدم، دیدم هیچ کس آنجا نیست. بلند شدم و آمدم نقشه را نگاه کردم، تعجب کردم، اصلاً به فکرم نرسیده بود که در این ارتفاع پایگاه بزنیم و خلاصه این‌گونه و با توسل به وجود مقدس امام زمان (ع) مشکل رزمندگان اسلام حل شد.
یکی از هم رزمان شهید بروجردی به نقل از کتاب امام زمان (ع) و شهدا.

 

از وبلاگ معراج حضور




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، دفاع مقدس، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت،
برچسب ها: حضور امام زمان در جبهه ها، امام زمان و رزمندگان، امام زمان و دفاع مقدس، امدادهای غیبی در جبهه ها، امام زمان در جبهه ها، امام زمان و 8 سال دفاع مقدس، امام زمان و جنگ ایران، دفاع مقدس، امام زمان،
[ پنجشنبه 4 مهر 1392 ] [ 01:11 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 3 مهر 1392 ] [ 11:37 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 3 مهر 1392 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
مدیر حوزه علمیه حضرت ولی‌عصر(عج) گفت: بخش عمده‌ای از علائم ظهور به تحقق پیوسته است به وضوح نزدیک به ۹۹ درصد از این علامت‌ها، پیش از این به وقوع پیوسته است.
به گزارش مشرق  به نقل از فارس، آنچه می‌خوانید مجموعه سخنرانی مهدویت آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) پیرامون «ایرانیان، زمینه‌سازان ظهور» تألیف مجید هادی‌زاده است:

*ایرانیان زمینه‌سازان ظهور

به چند نمونه از این روایات بنگرید:

الف: محدث اهل سنت احمد بن حنبل به نقل از پیامبر اکرم(ص) آورده است:
 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، عکس،
برچسب ها: خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان، خواب پیامبر درباره ایرانیان، نقش ایرانیان در ظهور، ایرانیان و ظهور، نقش ایرانیان در ظهور امام زمان، ایرانیان و ظهور امام زمان، ایرانیان و امام زمان،
[ شنبه 30 شهریور 1392 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6


گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
نویسندگان
نظر سنجی
نذر گل نرگس صلواتى بفرست






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم
حدیث موضوعی




☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼

درد دلهایی با امام زمان

ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic