کاشف الاحزان
این الطالب بدم المقتول بکربلا
قالب وبلاگ

 
«ثار» در لغت به معنای خونخواهی است. [1] .

«یالثارات الحسین علیه السلام» شعار یاران حضرت مهدی علیه السلام است که به خون خواهی امام حسین علیه السلام، هنگام قیام آن حضرت سر خواهند داد. به این معنا که «کجایند قاتلان حسین علیه السلام» [2] و یا به این معنا که «کجایند خونخواهان حسین علیه السلام».

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود:

«… وَهُمْ مِنْ خَشیَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ یَدعُونَ بِالشَّهادَةِ وَیَتَمَنَّونَ اَنْ یُقتَلُوا فِی سَبیلِ اللّهِ شِعارُهُم یَا لَثاراتِ الحُسَینِ علیه السلام اِذا سَارُوا یَسیِرُ الرُّعبُ اَمَامَهُمْ مَسِیرَةَ شَهرٍ» [3] ؛ «یاران مهدی… تنها ازخدا می ترسند و فریاد «لا اله الاّ اللّه» آنان بلند است و همواره در آرزوی شهادت وکشته شدن در راه خدایند. شعار آنان «یالثارات الحسین» است. (بیایید به طلب خون حسین و یاران

حسین علیه السلام). به هر سو که روی آورند، ترسِ از آنان، پیشاپیش در دل مردم افتد». [4] .

البته در پاره ای از روایات، از آن به عنوان شعار فرشتگانی که هنگام قیام برای یاری حضرت مهدی علیه السلام حضور می یابند، یاد شده است. [5] .

 

پاورقی

[1] ر.ک: لسان العرب، ج 4، ص 97؛ کتاب العین، ج 8، ص 236.

[2] ر.ک: مجمع البحرین، ج 3، ص 235.

[3] مستدرک الوسائل، ج 11، ص 114، ح 12565.

[4] ر.ک: بحارالانوار، ج 52، ص 308، باب 26.

[5] عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج 1، ص 299؛ صدوق، الأمالی، ص 129.

 

تبیان مهدویت




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، حدیث، عکس، حضرت سیدالشهدا (ع)،
برچسب ها: یا لثارات الحسین یا لثارات الحسین یا لثارات الحسین یا لثارات الحسین، یا لثارات الحسین یعنی چه، معنی یا لثارات الحسین،
[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

(بسم الله الرحمن الرحیم)

چکیده

یکی از مباحث ضروری در حوزه مهدویت شناسی، پدیده حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ به این معنا که چگونه می‌توانیم برای مخاطبان منکر یا مردد، حضور آن انسان الهی بر روی این خاکدان را اثبات کنیم؟ پیدا است که اثبات چنین امری که از موضوعات متافیزیک به شمار می‌رود، می‌تواند به اثبات سایر آموزه‌های متافیزیک نیز کمک رساند. در این مقاله، با کمک برخی از آیات و روایات که از آن‌ها به عنوان ادله وحیانی یاد کرده ایم و دلیل عقل که بر ضرورت وجود حجت حاضر خداوند در میان مردم مبتنی است و نیز با استناد به کارکرد اصل تجربه‌های دینی که امروزه مورد توجه جهانیان است، حیات و حضور امام عصر را مورد تأکید قرار داده ایم.

 

مقدمه

از باورهای مؤکد شیعه که می‌توان آن را از پایه‌های منظومه عقیدتی آنان دانست، افزون بر تأکید بر اصل مهدویت، باور به حضور و حیات کنونی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. شیعه در این باور خود افزون بر آیات و روایات، از قاعده ضرورت استمرار هدایت الهی بهره می‌گیرد؛ همان قاعده‌ای که تعیین حجت الهی بر مردم را بر موسی علیه السلام در دوره کوتاه ملاقات با خداوند ضروری کرد. اگر رها کردن مردم تنها در چهل روز، امری ناروا تلقی می‌شود، آیا می‌توان درباره خداوند حکیم و آگاه بر نفوس و رفتار آدمیان چنین باور داشت که او آدمیان را در این دوازده سده بدون رهبر و پیشوا رها کرده است؟!

فرهنگ شیعه به دلیل چنین باوری از چنان غنا و استواری برخوردار است که همه عرفای مسلمان و پیروان مشرب‌های صوفیه با وجود اشکالاتی که بر اندیشه‌های آنان وارد است، از این تفکر شیعه دفاع نموده و با اندکی تفاوت بر حضور حجت خداوند در زمین تأکید کرده‌اند. سخن هانری کربن که شیعه را از جهت باور به حضور و حیات حجت خداوند در میان مردم، از همه مذاهب و فرق اسلامی برتر دانسته، بسیار شنیدنی است.

آیا شیعیان از این غنای فکری و فرهنگی خود باخبرند و می‌دانند که باور به حضور حجت خداوند میان مردم، تا چه اندازه می‌تواند در تعالی معنوی جهان، مؤثر واقع شود ؟

این بیت حافظ می‌تواند بیانگر حال ما باشد:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود

طلب از گم شدگان لب دریا می‌کرد

در این مقاله با استفاده از سه دلیل وحیانی، عقلی و تجربی، حیات کنونی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را مورد تأکید قرار می‌دهیم.

ضرورت اثبات حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جهانیان

وقتی سخن از حیات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به میان می‌آید، با توجه به گذشت بیش از هزار و دویست سال از عمر امام، بلافاصله اشکال چگونگی طول عمر امام  مطرح شده و پاسخ‌ها به این جهت سمت و سو می‌یابد که طولانی شدن عمر انسان‌ها لزوماً از امور خارق عادت به شمار نمی‌رود، تا برای اثبات آن، بسان معجزات پیامبران به قدرت بی‌انتهای خداوند و عدم خروج امور خارق عادت از قانون علّیت استدلال شود؛ بلکه عموماً گفته می‌شود که اشخاص بسان نوح علیه السلام که از آن‌ها به «معمر» یاد می‌شود در گستره خاکی بوده‌اند که عمری فراتر از هزار سال داشته‌اند.[1]

اما مقصود ما از اثبات حیات امام، مسأله‌ای فراتر از این اشکال طول عمر است؛ زیرا بر اساس دکترین مهدویت از نگاه شیعه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اکنون، میان مردم زندگی می‌کند.

امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف همچون سایر ساکنان زمین، هر روز و شب، خورشید و ستارگان آسمان را نظاره می‌کند و کنار حیات طبیعی، از حیات طیبه و سراسر معنوی برخوردار بوده و بسان رسول خدا، حضرت امیر و سایر امامان علیهم السلام روز و شب به عبادت و بندگی مشغول است.[2]

او در کنار همه این برنامه‌های فردی و عبادی، بار سنگین امامت، ولایت و هدایت امّت اسلامی، بلکه نورافشانی به سراسر عالمیان را بر عهده دارد؛[3] زیرا او میراث‌بر پیامبری است که خداوند، او را رحمت برای جهانیان دانسته است؛ آن جا که فرموده است:

(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ) (انبیاء: 107)

 

بقیه در ادامه مطلب- حتما بخوانید


ادامه مطلب

طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، مسجد مقدس جمکران، دشمن شناسی، استاد رائفی پور، ائمه معصومین، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت، حدیث، عکس، شعر،
برچسب ها: دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر دلایل حیات امام عصر، دلایل حیات امام زمان دلایل حیات امام زمان دلایل حیات امام زمان دلایل حیات امام زمان،
[ جمعه 8 شهریور 1392 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

یا صاحب الزمان چه میکنید با غصه حرم عمه بزرگوارتان ؟ به فدای اشکهای چشمتان جان تمام عالم

یا عباس ، یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربنا بحق اخیک الحسین




طبقه بندی: ائمه معصومین، دفاع مقدس، عکس، حضرت سیدالشهدا (ع)،
[ پنجشنبه 7 شهریور 1392 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

در کتابی که فیلسوف بزرگ، عارف عامل، علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان مقدمه ای بر آن نگاشته است آمده است:

عباس صفوی در شهر اصفهان از همسر خود سخت عصبانی شده و خشمگین می شود، در پی غضب او، دخترش از خانه خارج شده و شب برنمی گردد، خبر بازنگشتن دختر که به شاه می رسد، بر ناموس خود که از زیبائی خیره کننده ای بهره داشت سخت به وحشت می افتد، ماموران تجسّس در تمام شهر به تکاپو افتاده ولی او را نمى یابند.

دختر به وقت خواب وارد مدرسه طلاّب می شود و از اتفاق به در حجره محمدباقر استرآبادی که طلبه ای جوان و فاضل بود می رود، در حجره را می زند، محمدباقر در را باز می کند، دختر بدون مقدمه وارد حجره شده و به او می گوید از بزرگ زادگان شهرم و خانواده ام صاحب قدرت، اگر در برابر بودنم مقاومت کنی ترا به سیاست سختی دچار می کنم . طلبه جوان از ترس او را جا می دهد، دختر غذا می طلبد، طلبه می گوید جز نان خشک و ماست چیزی ندارم، می گوید بیاور . غذا می خورد و می خوابد.

وسوسه به طلبه جوان حمله می کند، ولی او با پناه بردن به حق دفع وسوسه می کند، آتش غریزه شعله می کشد، او آتش غریزه را با گرفتن تک تک انگشتانش به روی آتش چراغ خاموش می کند،مأموران تجسّس به وقت صبح گذرشان به مدرسه می افتد، احتمال بودن دختر را در آنجا نمی دادند، ولى دختر از حجره بیرون آمد، چون او را یافتند با صاحب حجره به عالی قاپو منتقل کردند .

عباس صفوی از محمدباقر سوال می کند دیشب، در برخورد با این چهره زیبا چه کردی؟ وی انگشتانسوخته را نشان می دهد، از طرفى خبر سلامت دختر را از اهل حرم می گیرد، چون از سلامت فرزندش مطلع می شود، بسیار خوشحال می شود، به دختر پیشنهاد ازدواج با آن طلبه را می دهد، دختر نیز که از شدت پاکی آن جوانمرد بهت زده بود، قبول می کند. بزرگان را می خوانند و عقد دختر را براى طلبه فقیر مازندرانی می بندند و از آن به بعد است که او مشهور به میردامادمی شود و چیزی نمی گذرد که اعلم علمای عصر گشته و شاگردانی بس بزرگ هم چون ملا صدرای شیرازی صاحب اسفار و کتب علمی دیگر تربیت می کند .

منبع: +

عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، جلد 8 ، حسین انصاریان .

-----------------------------------------------------------------------------------------------

روزی امام علی "ع" از محله ای عبور می نمود حضرت مشاهده نمودند عده ای دور جوانی را گرفته و به پای سخنانش نشسته اند و با دل و جان و عمیقا به صحبتهای وی گوش میدهند حضرت جلوتر رفته تا بداند او چه میگوید او طبیبی جوان بود که برای تمام بیماریها دوا و درمانی داشت و همه مشتاق سخنانش بودند( طبیب یهودی بود ) حضرت صبر نمودند تا سخنانش تمام شود سپس عرض کردند: سوالی دارم آیا میدانی دوای " گناه " که بیماری خطرناکی است چیست؟ جوان در فکر فرو رفته و با حالت تعجب گفت: خیر حضرت فرمودند پس گوش فرا دهید تا داروی گناه را به شما بشناسانم.

از جای خود برخیز و به بو ستان " ایمان " برو و چون وارد شدی مقداری از ریشه

درخت " نیت " و دانه های " پشیمانی " و قدری از برگ " تدبیر " و تخم " ورع "

و میوه " فهم " و اندازه ای از شاخه های " یقین " و مغز " اخلاص " و پوست

" اجتهاد " و مقداری از ساقه های " انابه " و پادزهر " تواضع " را گرفته ، همه را

با حواس جمع با دلی متوجه و فهمی سرشار با انگشتان " تصدیق " و کف

" توفیق " میان طشت " تحقیق " میریزی و با " اشک " چشمانت شستشو

میدهی و آنگاه آنها را میان دیگ " امید " ریخته به آتش " اشتیاق " می جوشانی

آنقدر تا مواد زائد و رسوبش جدا شود تا عصاره و خامه " حکمت " به دست بیاید

سپس آنرا گرفته در بشقاب " تسلیم و رضا " ریخته و باد نفخ و نسیم " استغفار "

بر آن میدمی تا پیشتر از آنکه فاسد گردد خنک گردد و این شربت گوارا است .

آنگاه در جایی که آدمی نباشد و جز خدا کسی تو را نبیند می نوشی این است

دوای درد گناه که بزرگترین درد و بیماری انسانهای عالم است . سپس طبیب

با حالت نادمانه به خاک افتاد و بر حضرت علی تواضع نموده و شهادتین را

نیز به زبان آورد.

از وبلاگ فرقان




طبقه بندی: ائمه معصومین، آیات و روایات، حدیث،
برچسب ها: میرداماد میرداماد میرداماد میرداماد میرداماد، داروی گناه داروی گناه داروی گناه داروی گناه داروی گناه، داروی گناه از منظر امام علی داروی گناه از منظر امم علی داروی گناه از منظر امام علی، امام علی امام علی امام علی امام علی امام علی،
[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

علامه طباطبایى مى گوید:

چون به نجف اشرف براى تحصیل مشرف شدم

از نقطه نظر قرابت و خویشاوندى و رحمیت گاه گاهى به محضر مرحوم قاضى شرفیاب

 مى شدم.

تا یک روز در مدرسه ایستاده بودم ، مرحوم قاضى از آنجا عبور مى کردند،

چون به من رسیدند دست خود را روى شانه من گذاردند و فرمودند:

اى فرزند! دنیا مى خواهى نماز شب بخوان ، آخرت مى خواهى نماز شب بخوان .

این سخن آنقدر در من اثر کرد که از آن روز به بعد تا زمانى که به ایران مراجعت کردم ،

پنج سال تمام در محضر قاضى روز و شب به سر بردم و آنى از ادراک فیض ایشان دریغ نمى کردم .

سیماى فرزانگان ، ج 3، ص 214

 وبلاگ فرقان




طبقه بندی: آیات و روایات،
برچسب ها: نماز شب نماز شب نماز شب نماز شب نماز شب، اثرات نماز شب اثرات نماز شب اثرات نماز شب، مرحوم قاضی مرحوم قاضی مرحوم قاضی، علامه طباطبایی علامه طباطبایی علامه طباطبایی،
[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد



سید حمیدرضا برقعی



طبقه بندی: ائمه معصومین، عکس، شعر، حضرت سیدالشهدا (ع)،
برچسب ها: کربلا را دلتنگم، شعر کربلا را دلتنگم، سید حمیدرضا برقعی، حمیدرضا برقعی، برقعی، شعر، شعر حسینی،
[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بیا که آینه روزگار زنگاریست

بیا که زخم زبانهای دوستان کاریست

 

به انتظار نشستن در این زمانه ی یأس

برای منتظران چاره نیست، ناچاریست

 

به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما

قبول طبع شما نیست ، کوچه بازاریست

 

چه قاب ها و چه تندیسهای زرینی

گرفته ایم  به نامت که کنج انباریست

 

نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود

کنون بیا که بناهایمان طلاکاریست

 

به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم

تمام سال اگر کارمان عزاداریست

 

نه اینکه جمعه فقط صبح زود بیدارند

که کار منتظرانت همیشه بیداریست

 

به قول خواجه ما در هوای طره ی تو

«چه جای دم زدن نافه های تاتاریست »

 

از کتاب نامه های کوفی

سعید بیابانکی




طبقه بندی: مهدویت، شعر،
برچسب ها: شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر شعر، نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی نامه های کوفی، سعید بیابانکی سعید بیابانکی سعید بیابانکی سعید بیابانکی، کتاب نامه های کوفی اثر سعید بیابانکی، شعر انتظار شعر انتظار شعر انتظار شعر انتظار شعر انتظار،
[ شنبه 26 مرداد 1392 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

از مرحوم علامه امینی رحمه الله نقل شده است که فرموده اند :

من کسی را که پس از ذکر شریف صلوات ، و عجّل فرجهم بگوید ، در ثواب

نوشتن کتاب « الغدیر » خود سهیم می کنم .

 

آشتی با امام عصر

دکتر علی هراتیان




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت،
برچسب ها: علامه امینی، کتاب الغدیر، الغدیر، الغدیر علامه امینی، کتاب الغدیر علامه امینی، ثواب و عجل فرجهم،
[ شنبه 26 مرداد 1392 ] [ 04:49 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

از شیخ حسن سامرایی _که از گویندگان با تقوای عراق بود _ نقل کرده اند که گفت :

در ایامی که در سامرا مشرف بودم روز جمعه ای به هنگام عصر به سرداب مقدس رفتم ،دیدم غیر من احدی نیست ،حالتی پیدا کردم و متوجه مقام صاحب الامر صلوات الله علیه شدم در آن حال صدایی از پشت سر شنیدم که به فارسی فرمود :

« به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را به حقّ عمّه ام حضرت زینب علیهاالسلام قسم دهند تا فرج مرا نزدیک گرداند »

 

. بار خدایا ! در میان اهل بیت علیهم السلام مضطرّی هم چون حضرت زینب کبری علیهاالسلام در شب یازدهم محرم سراغ نداریم.

تو را به اضطرار عمه ی مظلومه ی امام عصر ارواحنا فداه در شب شام غریبان، به طواف او گرد سید ساجدان ، به هروله ی او در میان خیمه های نیم سوخته ، به سعی او در صفای نهر علقمه ، به ناله ها و اشک یتیمانی که از ضربت تازیانه های دشمن به دامان عمه پناه میبردند ، به نماز نشسته ی زینب علیهاالسلام در شام عاشورای سال 61 هجری ، به دستان بسته و پیشانی شکسته او......

در فرج منتقم آل عبا تعجیل فرما

 

از کتاب آشتی با امام عصر

نوشته دکتر علی هراتیان


برچسب ها: شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی شیخ حسن سامرایی، تشرف شیخ حسن سامرایی در سرداب تشرف شیخ حسن سامرایی در سرداب خدمت امام زمان،
[ شنبه 26 مرداد 1392 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم الله الرحمن الرحیم

دختر به مشهد رفت برای وارد شدن به حرم بهش چادر دادن موقع بازگشت به یکی از علما که

اونجا بود گفت من الان از اینجا برم بیرون چادرم را بر میدارم

منو چطور متقاعد میکنی که همیشه چادر سر کنم؟

عالم گفت:قیامت را قبول داری؟

دختر گفت:بله

عالم گفت:شفاعت رو قبول داری؟

دختر گفت:بله

عالم گفت:قبول داری که بیشترین شفاعت بدست خانوم فاطمه ی زهرا(س) است؟

دختر گفت: قبول دارم.

عالم گفت:شباهت هر چی بیشتر شفاعت بیشتر.....

دختر منقلب شد و همونجا به امام رضا(ع) قسم خورد که هرگز چادر از سر بر نداره






طبقه بندی: دشمن شناسی،
برچسب ها: حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب حجاب، داستان حجاب داستان حجاب داستان حجاب داستان حجاب داستان حجاب داستان حجاب داستان حجاب،
[ جمعه 25 مرداد 1392 ] [ 01:04 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

(بسم الله الرحمن الرحیم)

کتاب «فاطمه (س) الگوی همه» با موضوع منزلت و جایگاه حضرت زهرا (س) و درس‌های اجتماعی، اخلاقی و روانشناسی از زندگی آن حضرت با اصلاحات و اضافات جدید توسط «اسدالله محمدی‌نیا» منتشر شد.

 

 

کتاب «فاطمه (س) الگوی همه» توسط «اسدالله محمدی‌نیا» تألیف و تاکنون در دفعات و چاپ‌های مختلف از سوی انتشارات «سبط اکبر (ع)» منتشر شده است که این بار این اثر با اصلاحات و اضافات جدید منتشر و به مخاطبان ارائه شده است.

این کتاب دربردارنده 10 فصل نظیر «اسماء و القاب حضرت فاطمه (س)»، «منزلت حضرت زهرا (س) در قرآن کریم»، «جایگاه حضرت بتول (س) در روایات»، «الگوی زندگی»، «وظایف زن و مرد نسبت به یکدیگر»، «پاداش سازش و احترام متقابل زن و شوهر»، «علل اختلاف بین زن و مرد»، «درس‌های اعتقادی و اخلاقی از زندگی حضرت فاطمه (س)»، «درس‌های اجتماعی و سیاسی از زندگی حضرت فاطمه (س)» و «پاسخ به پرسش‌ها» است.

در بخشی از کتاب «فاطمه (س) الگوی همه» درباره «بهترین و بدترین زنان در کلام رسول خدا (ص)» می‌خوانیم: زن عفیف وقتی در کوچه و خیابان گام بردارد، چنان با وقار و متانت راه می‌رود هیچ انسان باغیرت و با وجدانی اجازه به خود نمی‌دهد که نگاه بد به چنین زنانی نماید و از ته دل خوشحال است که حیاء و عفاف در جامعه ترویج می شود، چون زن با عفت هر چه زیبایی و دلربایی دارد برای شوهرش نگه می‌دارد و در خلوت در محضر معشوق قرار می‌گیرد.

بدترین زنان: در مقابل این گونه زنان خوب، زنانی هستند که دخل و خرج شوهر را در نظر نمی‌گیرند و بدون حساب و کتاب خرج می‌کنند و اگر شوهرش ناراحت شود یا او عصبانی گردد، روحیه انعطاف و عذرخواهی به شوهر ندارد، در برابر دیگران آرایش می‌کند و نشاط و خنده را در بیرون از منزل و در حضور غیر شوهر نشان می‌دهد، هر چه شوهرش تلاش می‌کند باز ناراضی است و دائم از همسرش توقعات و انتظارات بالا دارد و توجه به حرف‌های شوهرش ندارد و سعی می‌کند شوهر را پلی برای رسیدن به غرایز جنسی و مادی خود قرار دهد.

رسول خدا (ص) درباره این گونه زنان فرمود: می‌خواهید بدترین زنان را به شما معرفی کنم؟ اصحاب گفتند: بله یا رسول الله! آن حضرت فرمود: بدترین زنان، زنانی هستند که:

1: بسیار کینه توزند.

2: ورع و پرهیز از کارهای زشت و گناه ندارند.

3: هنگامی که شوهرش نیست به آرایش و خودنمایی (برای دیگران) بهاء می‌دهد، اما وقتی شوهرش حضور دارد خودآرائی نمی‌کند.

4: گوش به حرف شوهرش نمی‌دهد.

5: دستورات او را اطاعت نمی‌کند.

6: زمانی که با شوهرش خلوت می‌کند، نمی‌گذارد شوهرش از او بهره ببرد.

7: اگر اشتباه کرد، از همسرش عذرخواهی نمی‌کند.

8: از گناهش هم طلب آمرزش نمی‌کند.

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، ائمه معصومین، آیات و روایات، حدیث، عکس،
[ دوشنبه 21 مرداد 1392 ] [ 01:44 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

(بسم الله الرحمن الرحیم)

 

حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(قدس سره) چنین می گوید: 


در ایّام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت«علیهم‌السلام» در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدار جمال مولایمان بقیّه الله الأعظم«علیه السلام» داشتم. با خود عهد كردم كه چهل شب چهارشنبه پیاده به «مسجد سهله» بروم، به این نیّت كه جمال آقا صاحب الأمر «علیه السلام» را زیارت كنم و به این فوز بزرگ نائل شوم.

تا سی و پنج یا سی و شش شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیك مسجه سهله خندقی بود. هنگامی كه به آنجا رسیدم، بر اثر تاریكی شب،‌ وحشت و ترس مرا فرا گرفت؛ مخصوصاً از زیادی قطّاع الطّریق و دزدها می‌ترسیدم، ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم كه بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. به عقب برگشتم، سیّد عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیك من آمد و با زبان فصیح گفت: « ای سیّد! سلامٌ علیكم» 

ترس و وحشت به كلّی از وجودم رفت و اطمینان و سكون نفس پیدا كردم و تعجّب آور بود كه چگونه این شخص در تاریكی شدید، متوجه سیادت من شد؟ و در آن حال، من از این مطلب غافل بودم! 

به هر حال؛ سخن می‌گفتیم و می‌رفتیم، از من سۆال كرد: « كجا قصد داری؟» 

گفتم: «مسجد سهله.»

فرمود: « به چه جهت؟»

گفتم: «به قصد تشرّف زیارت ولیّ عصر«علیه السلام»

مقداری كه رفتیم به مسجد «زید بن صوحان» كه مسجد كوچكی نزدیك مسجد سهله است،‌ رسیدیم؛ داخل مسجد شدیم و نماز خواندیم و بعد از دعایی كه سیّد خواند – كه گویا دیوار و سنگ‌ها آن دعا را با او می خواندند – احساس انقلابی عجیب در خود نمودم كه از وصف آن عاجزم . بعد از دعا، سیّد فرمود :‌« سیّد! تو گرسنه‌ای، چه خوبست شام بخوری.»

پس سفره‌ای را كه زیر عبا داشت بیرون آورد و در آن مثل اینكه سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز بود، كه گویا تازه از باغ چیده‌اند و آن وقت چلّه زمستان و سرمای شدیدی بود و من به این معنا منتقل نشدم كه این آقا این خیار تازة سبز را در این فصل زمستان از كجا آورده است؟ طبق دستور آقا شام خوردم. سپس فرمود: «بلند شو تا به مسجد سهله برویم.» داخل مسجد شدیم. آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می‌كردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتدا كردم و متوجّه نبودم كه این آقا كیست.

بعد از آنكه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: «ای سیّد ! آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد كوفه می‌روی یا در همین جا می‌مانی؟»

  گفتم: «می‌مانم». در وسط مسجد در مقام صادق«علیه السلام» نشستم و به سیّد گفتم: «چای یا قهوه یا دخانیات میل دارید تا آماده كنم؟»

در جواب، كلام جامعی را فرمود: « این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم!» این كلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به گونه‌ای كه هرگاه یادم می‌آید،‌ اركان وجودم می‌لرزد.

به هر حال؛ مجلس نزدیك به دو ساعت طول كشید و در این مدّت ، مطالبی ردّ و بدل شد كه به بعضی آنها اشاره می‌كنم.

1 – درباره «استخاره » سخن به میان آمد ، سیّد عرب فرمود: «ای سیّد با تسبیح به چه نحو استخاره می كنی؟»

گفتم: سه مرتبه صلوات می‌فرستم و سه مرتبه می‌گویم: « اَسْتَخیرُ اللهَ بِرَحْمَتِهِ خِیَرةً فی عافِیةٍ » پس قبضه‌ای از تسبیح را می‌گیرم و دو تا، دو تا می‌شمارم، اگر دو تا ماند، بد است. اگر یكی ماند، خوب است .


فرمود: «برای این استخاره، باقی مانده‌ای است كه به شما نرسیده و آن این است كه هرگاه یكی باقی ماند فوراً حكم به خوبی استخاره نكنید؛ بلكه توقف كنید و دوباره برای ترک عمل استخاره كنید، اگر زوج آمد، كشف می‌شود كه استخاره اوّل خوب است امّا  اگر یكی آمد، كشف می شود كه استخاره اوّل میانه است.»

به حسب قواعد علمیه می‌بایست دلیل بخواهم و آقا جواب دهد، به جای دقیق و باریكی رسیده بودیم، اما به مجرّد این قول، تسلیم و منقاد شدم؛ با آنكه متوجه نیستم كه این آقا كیست.

2 – از جمله مطالب این جلسه، تأكید سیّد عرب بر تلاوت و قرائت این سوره‌ها بعد از نمازهای واجب بود: بعد از نماز صبح سوره یس، بعد از نماز ظهر سوره عمّ، بعد از نماز عصر سوره نوح ، بعد از مغرب سوره الواقعه و بعد از نماز عشاء سوره ملك.

3 – دیگر اینكه تأكید فرمودند بر دو ركعت نماز بین مغرب و عشاء كه در ركعت اوّل بعد از حمد، هر سوره‌ای خواستی می‌خوانی و در ركعت دوّم بعد از حمد«سوره واقعه» را می‌خوانی و فرمود: كفایت می‌كند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنان كه گذشت.

4 – تأكید فرمود كه بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوان: اللهُمَّ سَرِّحْنی عَنِ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ وَ وَحْشَتِ الصَّدرِ وَ وَسْوَسَةِ الشَیْطانِ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

5 – و دیگر تأكید داشتند بر خواندن این دعا بعد از ذكر ركوع در نمازهای یومیه خصوصاً ركعت آخر:  اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَحَّمْ عَلی عَجْزِنا وَ أًَغِثْنا بِحَقِّهِمْ.

6 – در تعریف و تمجید از «شرایع الاسلام» مرحوم محقّق حلّی فرمود: تمام آن مطابق با واقع است مگر كمی از مسائل آن.

7 – تأكید فرمودند بر خواندن قرآن و هدیه كردن ثواب آن، برای شیعیانی كه وارثی ندارند یا دارند و لكن یادی از آنها نمی‌كنند.

8– تأكید كردند بر تحت الحنك را زیر حنك دور دادن و سر آن را در عمامه قرار دادن، چنان كه علمای عرب به همین نحو عمل می‌كنند و فرمود: در شرع، چنین رسیده است. 

9- تأكید بر زیارت سیّد الشهداء«علیه السلام»

10- پرسیدم:« نمی‌دانم آیا عاقبت كارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟! » فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشكور است و رو سفید هستی. گفتم: نمی‌دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یانه؟ فرمود: «تمام آنها از تو راضی‌اند و درباره‌ات دعا می‌كنند». استدعای دعا كردم برای خودم كه موفق باشم برای تألیف و تصنیف ، و آن بزرگوار دعا فرمودند. در اینجا مطالب دیگری است كه مجال تفصیل و بیان آن نیست.

پس خواستم به خاطر حاجتی از مسجد بیرون روم، آمدم نزد حوضی كه در وسط راه، قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم رسید چه شبی بود و این سیّد عرب كیست كه این همه با فضیلت است؟! شاید همان مقصود و معشوقم باشد! تا این مطلب به ذهنم خطور كرد، مضطربانه برگشتم و آن آقا را ندیدم و كسی هم در مسجد نبود. یقین پیدا كردم كه آقا را زیارت كردم و غافل بود. مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گردش می‌كردم تا صبح شد، چون عاشقی كه بعد از وصال، مبتلا به هجران شده باشد. این بود اجمالی از تفصیل كه هر وقت آن شب به یادم می‌آید، بهت زده می شوم.

 

  • منابع
  • ( شیفتگان حضرت مهدی «علیه السلام» ، ج 1، ص 130)
  • مرکز تخصصی مهدویت

 




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت، حدیث، عکس،
برچسب ها: سفارشات امام زمان به آیت الله مرعشی سفارشات امام زمان به آیت الله مرعشی سفارشات امام زمان به آیت الله مرعشی سفارشات امام زمان به آیت الله مرعشی، امام زمام امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان، سفارشات امام زمان سفارشات امام زمان سفارشات امام زمان سفارشات امام زمان سفارشات امام زمان سفارشات امام زمان سفارشات امام زمان سفارشات امام زمان، آیت الله مرعشی آیت الله مرعشی آیت الله مرعشی آیت الله مرعشی آیت الله مرعشی آیت الله مرعشی آیت الله مرعشی، تشرف آیت الله مرعشی خدمت امام زمان تشرف آیت الله مرعشی خدمت امام زمان تشرف آیت الله مرعشی خدمت امام زمان تشرف آیت الله مرعشی خدمت امام زمان، تشرف آیت الله مرعشی تشرف آیت الله مرعشی تشرف آیت الله مرعشی تشرف آیت الله مرعشی تشرف آیت الله مرعشی تشرف آیت الله مرعشی،
[ دوشنبه 21 مرداد 1392 ] [ 12:48 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

مولای من آرزو داشتم مرا عبدالمهدی می نامیدند دوست داشتم از همان اول اذان عشق تو را در گوشم زمزمه کرده بودند ای کاش از ابتدا مرا برای تو نذر کرده حلقه غلامی ات را بر گوشم افکنده بودند کاش کامم را با نام تو برمیداشتند و حرز تو را هم راهم میکردند.

مهدی جان دوست داشتم با نام نامی تو زبان باز میکردم ای کاش آن اوایل که زبان گشودم نزدیکانم مرا به گفتن یا مهدی وا میداشتند .

ای کاش مهدکودکم مهد آشنایی با تو بود کاشکی در کلاس اول دبستان آموزگارم الف بای عشق تو را برایم هجی میکرد و نام زیبای تو را سرمشق دفترچه تکلیفم قرار میداد.

در دوره راهنمایی هیچکس مرا به خیمه سبز تو راه نمایی نکرد.

در سالهای دبیرستان کسی مرا با تو -که مدیر عالم امکان هستی - پیوند نزد .

در کتاب جغرافی ما صحبتی از "ذی طوی" و "رضوی"نبود.[ذی طوی کوهی است نزدیک مکه ،سر راه تنعیم و رَضوی کوهی در غرب مدینه . در دعای ندبه میخوانیم : کاش میدانستم در کدام سرزمین اقامت میکنی؟ آیا در رَضوی یا غیر آن یا در ذی طُوی]

در کلاس تاریخ کسی مرا با تاریخ غیبت ،غربت و تنهایی تو آشنا نساخت.

در کلاس دینی به ما نگفتند "باب الله" و "دیان دین" حق تویی.[در زیارت آل یاسین آمده است : " السلام علیک یا باب الله و دیان دینه"

دریغ که در کلاس ادبیات ، آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوش زد نکردند !

افسوس که در کلاس نقاشی ، چهره مهربان تو را برایم به تصویر نکشیدند!

چرا موضوع انشای ما به جای "علم بهتر است یا ثروت"، از تو و از ظهور تو و روشهای جلب رضایت تو نبود ؟! مگر نه بی تو نه علم خوب است و نه ثروت ؟

کاش در کنار زبان بیگانه زبان گفتگوی با تو را نیز که آشناترین و دیرین ترین مونس فطرت های بشر است به من می آموختند! ای کاش-وقتی برای آموختن یک زبان خارجی به زحمت می افتادم - به من می گفتند : او تمام زبان ها و گویش ها و لهجه ها .... و حتی زبان پرندگان را می داند و می شناسد.

اینک اما در عمق ضمیر خود ، تو را یافته ام، چندی است با دیده دل تو را پیدا کرده ام ، در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود حس میکنم ، گویی دوباره متولد شده ام .

تعارف بردار نیست. زندگی بدون تو -که امام عصر و پدر زمانه ای- مُردگی است و اگر کسی همچون من ، پس از عمری غفلت به تو رسید ، حق دارد احساس تولدی دوباره کند حق دارد از تو بخواهد از این پس او را رها نکنی و در فتنه ها و ابتلائات آخرالزمان از او دست گیری، حق دارد به شکرانه این نعمت ، پیشانی ادب بر خاک بساید و با خود زمزمه کند :

 

« اَلحَمدُ لله الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنا لنَهتَدی لَولا اَن هَدانا الله » 

از کتاب آشتی با امام عصر(عج)

نوشته دکتر علی هراتیان

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، حدیث،
برچسب ها: آشتی با امام زمان آشتی با امام زمان آشتی با امام زمان آشتی با امام زمان آشتی با امام زمان آشتی با امام زمان، آشتی با امام عصر آشتی با امام عصر آشتی با امام عصر آشتی با امام عصر آشتی با امام عصر، امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان، دکتر علی هراتیان دکتر علی هراتیان دکتر علی هراتیان دکتر علی هراتیان دکتر علی هراتیان، کتاب دکتر علی هراتیان کتاب دکتر علی هراتیان کتاب دکتر علی هراتیان کتاب دکتر علی هراتیان کتاب دکتر علی هراتیان، کتاب آشتی با امام عصر کتاب آشتی با امام عصر،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می‌گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

قاسم صرافان

 

یا علی شیعیانتان در دنیا غریبند در سوریه و بحرین و لبنان و فلسطین ،

جان فاطمه(س) برای ظهور گل نرگس دعا کن که ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ .

ویژه نامه شهادت امیر المومنین (ع) (کلیک کنید)

 




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، حدیث،
برچسب ها: شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی شهادت امام علی، شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر شب قدر، امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان، امام زمان و شب قدر امام زمان و شب قدر امام زمان و شب قدر امام زمان وشب قدر،
[ دوشنبه 7 مرداد 1392 ] [ 03:17 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 18 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...


گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
نویسندگان
نظر سنجی
نذر گل نرگس صلواتى بفرست






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم
حدیث موضوعی




☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼

درد دلهایی با امام زمان

ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic