کاشف الاحزان
این الطالب بدم المقتول بکربلا
قالب وبلاگ

رزمندگان ما در لحظات سخت جنگ در زیر آتش گلوله‌های دشمن بعثی از ائمه، با اخلاص استمداد می‌طلبیدند و آنان نیز از روی لطف و کرمشان دستگیری می‌کردند.
و حال به مناسبت سالروز میلاد با سعادت حجت خدا روی زمین، و تبریک ولادت منجی عالم بشریت، مهدی موعود (عج) نگاهی می‌کنیم به قطره‌ای از دریای کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها، باشد که مورد قبول حضرتش قرار گیرد.

رزمنده‌ای که شفا گرفت

قبل از عملیات والفجر مقدماتی بود، شب جمعه برادران درخواست کردند که برای خواندن دعای پر فیض کمیل در مسجد پادگان جمع شویم. یکی از دوستان نابینا بود و جایی را نمی‌دید. قبل از اعزام، هرچه تلاش کردند تا مانع از آمدنش به جبهه شوند موفق نشدند. می‌گفت: «می‌توانم لااقل آب برای رزمندگان بریزم».
آن شب در اواسط دعا بلند شد. مدام صدا می‌زد: «یابن‌الحسن (عج)، مهدی جان کجا می‌روی؟ من نابینا هستم. من نابینای چشم بسته را از این گرفتاری و فلاکت نجات بده». در حال گریه به راه افتاد و ۲۰ متری جلو رفت و فریاد زد: «خدا را شکر، خدا را شکر، چشمانش باز شد، بچه‌ها دورش حلقه زدند و او را غرق بوسه کردند. آن شب همگی خدا را شکر کردیم که امام زمان (عج) به مجلس‌مان عنایت نمودند.».

توسل به آقا

در منطقه‌ی دربندی خان مجروح شدم. سه ماه و نیم نمی‌توانستم راه بروم. شبی خیلی گریه کردم، دیگر خسته شده بودم. امام زمان (عج) را به مادرش قسم دادم. دلم برای جبهه پر می‌زد. صبح زود همین که از خواب برخاستم، سراغ عصا رفتم و شروع کردم با اعتماد راه رفتن. پاهایم سالم بود و من از شوق تا دو روز اشک می‌ریختم و گریه می‌کردم.
مگر نمی‌بینی که ظلم سراسر گیتی را فرا گرفته و مهدی فاطمه (عج) سرباز می‌طلبد؟
(شهید محمد کمالیان)

 

شهید اندرزگو و امداد امام زمان علیه‌السلام

این خاطره را شهید حجت الاسلام سید علی اندرزگو برای آزاده و شهید حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر ابوترابی نقل کرده‌اند:
یک بار مجبور شدیم به صورت قاچاقی از طریق مشهد به افغانستان برویم. بین راه رودخان? وسیع و عمیقی وجود داشت که ما خبر نداشتیم. آب موج می‌زد بر سر ما و من دیدم با زن و بچه نمی‌توانم عبور کنم. راه بر گشت هم نبود، چون همه جا در ایران دنبال من بودند. همان جا متوسل به وجود آقا امام زمان- عجل الله فرجه- شدیم. نمی‌دانم چه طور توسل پیدا کردیم. گفتیم: «آقا! این زن و بچه توی این بیابان غربت امشب در نمانند، آقا! اگر من مقصرم این‌ها تقصیری ندارند.».
در همان وقت اسب سواری رسید و از ما سوال کرد این جا چه می‌کنید؟ گفتم می‌خواهیم از آب عبور کنیم. بچه را بلند کرد و در سینه‌ی خودش گرفت. من پشت سر او، خانم هم پشت سر من سوار شد. ایشان با اسب زدند به آب؛ در حالی که اسب شنا می‌کرد راه نمی‌رفت. آن طرف آب ما را گذاشتند زمین و تشریف بردند.
من سجده‌ی شکری به جا آوردم و درهمان حال گفتم بهتر [است] از او بیشتر تشکر کنم. از سجده بر خاستم دیدم اسب سوار نیست و رفته است. در همین حال به خودم گفتم لباس‌هایمان را دربیاوریم تا خشک شود. نگاه کردیم دیدیم به لباس‌هایمان یک قطره آب هم نپاشیده [است]! به کفش و لباس و چادر همسرم نگاه کردم دیدم خشک است. دو مرتبه بر سجده‌ی شکر افتادم و حالت خاصی به من دست داد.
«تهران- موزه‌ی شهدا- خ آیت الله طالقانی».

 

عملیاتی که با عنایت حضرت آغاز شد

جلسه‌ای داشتیم. وقتی که از جلسه برگشتیم، شهید بروجردی به اتاق نقشه رفت و شروع به بررسی کرد. شب بود و بیرون، در تاریکی فرو رفته بود. ساعت دوی نیمه شب بود، می‌خواستیم عملیات کنیم. قرار بود اوّل پایگاه را بزنیم، بعد از آنجا عملیات را شروع کنیم. جلسه هم برای همین تشکیل شده بود. با برادران ارتشی تبادل نظر می‌کردیم و می‌خواستیم برای پایگاه محل مناسبی پیدا کنیم. بعد از مدتی گفت‌وگو هنوز به نتیجه‌ای نرسیده بودیم. باید هر چه زودتر محلّ پایگاه مشخص می‌شد، و الّا فرصت از دست می‌رفت و شاید تا مدت‌ها نمی‌توانستیم عملیات کنیم.
چند روزی می‌شد که کارمان چند برابر شده بود و معمولاً تا دیروقت هم ادامه پیدا می‌کرد. خستگی داشت مرا از پای در می‌آورد. احساس سنگینی می‌کردم، پلک‌هایم سنگین شده بود و فقط به دنبال یک جا به اندازه خوابیدن می‌گشتم تا بتوانم مدتی آرامش پیدا کنم. بروجردی هنوز در اتاق نشسته بود، گوشه‌ای پیدا کردم و به خواب عمیقی فرو رفتم. قبل از نماز صبح از خواب پریدم. بروجردی آمد توی اتاق، در حالی که چهره‌اش آرامش خاصی پیدا کرده بود و از غم و ناراحتی چند ساعت پیش چیزی در آن نبود. دلم گواهی داد که خبری شده است. رو به من کرد و پرسید: نماز امام زمان (ع) را چطور می‌خوانند؟
با تعجب پرسیدم: حالا چی شده که می‌خواهی نماز امام زمان (ع) را بخوانی؟ گفت: نذر کرده‌ام و بعد لبخندی زد.
گفتم: باید مفاتیح را بیاورم. مفاتیح را آوردم و از روی آن چگونگی نماز را خواندم. نماز را که خواندیم، گفت: برو هرچه زودتر بچه‌ها را خبر کن.
مطمئن شدم که خبری شده وگرنه با این سرعت بچه‌ها را خبر نمی‌کرد. وقتی همه جمع شدند گفت: برادران باید پایگاه را اینجا بزنیم، همه تعجب کردند.
بروجردی با اطمینان روی نقشه یک نقطه را نشان داد و گفت: باید پایگاه اینجا باشد. فرمانده سپاه سردشت هم آنجا بود. رفت طرف نقشه و نقطه‌ای را که بروجردی نشان داده بود، خوب بررسی کرد. بعد در حالی که متعجب، بود لبخندی از رضایت زد و گفت: بهترین نقطه همین جاست، درست همین جا، بهتر از اینجا نمی‌شود.
همه تعجب کرده بودند. دو روز بود که از صبح تا شام بحث می‌کردیم، ولی به نتیجه نمی‌رسیدیم؛ حتی با برادران ارتشی هم جلسه‌ای گذاشته بودیم و ساعت‌ها با همدیگر اوضاع منطقه را بررسی کرده بودیم. حالا چطور در مدتی به این کوتاهی، بروجردی توانسته بود بهترین نقطه را برای پایگاه پیدا کند؟ یکی یکی آن منطقه را بررسی می‌کردیم، همه می‌گفتند: بهترین نقطه همین جاست و باید پایگاه را همین جا زد.
رفتم سراغ برادر بروجردی که گوشه‌ای نشسته بود و رفته بود توی فکر. چهره‌اش خسته نشان می‌داد، کار سنگین این یکی دو روز و کم خوابی‌های این مدت خسته‌اش کرده بود. با اینکه چشم‌هایش از بی‌خوابی قرمز شده بودند ولی انگار می‌درخشیدند و شادمانی می‌کردند. پهلوی او نشستم، دلم می‌خواست هرچه زودتر بفهمم جریان از چه قرار است. گفتم: چطور شد محلی به این خوبی را پیدا کردی، الآن چند روز است که هرچه جلسه می‌گذاریم و بحث می‌کنیم به جایی نمی‌رسیم. در حالی که لبخند می‌زد گفت: راستش پیدا کردن محلّ این پایگاه کار من نبود. بعد در حالی که با نگاهی عمیق به نقشه بزرگ روی دیوار می‌نگریست ادامه داد:
شب، قبل از خواب توسل جستم به وجود مقدس امام زمان (ع) و گفتم که ما دیگر کاری از دستمان برنمی‌آید و فکرمان به جایی قد نمی‌دهد، خودت کمکمان کن.
بعد پلک‌هایم سنگین شد و با خودم نذر کردم که اگر این مشکل حل شود، به شکرانه نماز امام زمان (ع) بخوانم. بعد خستگی امانم نداد و همان جا روی نقشه به خواب رفتم.
تازه خوابیده بودم که دیدم آقایی آمد توی اتاق. خوب صورتش را به یاد نمی‌آورم. ولی انگار مدت‌ها بود که او را می‌شناختم، انگار خیلی وقت بود که با او آشنایی داشتم.
آمد و گفت که اینجا را پایگاه بزنید. اینجا محل خوبی است و با دست روی نقشه را نشان داد. به نقشه نگاه کردم و محلی را که آن آقا نشان می‌داد را به خاطر سپردم.
از خواب پریدم، دیدم هیچ کس آنجا نیست. بلند شدم و آمدم نقشه را نگاه کردم، تعجب کردم، اصلاً به فکرم نرسیده بود که در این ارتفاع پایگاه بزنیم و خلاصه این‌گونه و با توسل به وجود مقدس امام زمان (ع) مشکل رزمندگان اسلام حل شد.
یکی از هم رزمان شهید بروجردی به نقل از کتاب امام زمان (ع) و شهدا.

 

از وبلاگ معراج حضور




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، دفاع مقدس، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت،
برچسب ها: حضور امام زمان در جبهه ها، امام زمان و رزمندگان، امام زمان و دفاع مقدس، امدادهای غیبی در جبهه ها، امام زمان در جبهه ها، امام زمان و 8 سال دفاع مقدس، امام زمان و جنگ ایران، دفاع مقدس، امام زمان،
[ پنجشنبه 4 مهر 1392 ] [ 01:11 ق.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 3 مهر 1392 ] [ 11:37 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 3 مهر 1392 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
 

 

سالم ترین شهرها و بهترین مکان ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیرها کجاست؟ سالم ترین مکان در آن روز شهر قم است.

 

از حضرت امیرالمؤمنین(ع) سؤال شد: سالم ترین شهرها و بهترین مکان ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیرها کجاست؟

 

امام علی(ع) در پاسخ فرمود: سالم ترین مکان ها در آن روز زمین جَبَل است. زمانی که خراسان مضطرب شود، بین مردم گرگان و طبرستان جنگ رخ دهد و سجستان خراب شود، پس سالم ترین مکان در آن روز شهر قم است.۱

 

از امام صادق(ع) سؤال شد: شهرهای جبل کجاست؟ برای ما نقل شده زمانی که حکومت به شما برگردد، قسمتی از آن از بین می رود.

 

امام صادق(ع) در پاسخ فرمودند: در آن جبل، مکانیست که به آن بحر گفته می شود و آن قسمت، قم نامیده می شود آنجا مرکز شیعیان است.۲

 

منبع:
۱- بحارالانوار،ج۶۰،ص۲۱۷.
۲- همان،ص۲۱۲.
۳- هشتمین امام(ع)،ص۱۸۷و۱۸۸.

 

فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه ، مسلم مهکی





طبقه بندی: ائمه معصومین، آیات و روایات، حدیث، عکس،
برچسب ها: سالم ترین شهر، سالم ترین شهر در آخرالزمان، سالم ترین، قم، شهر قم، سالم ترین شهر در آخرالزمان سالم ترین شهر در آخرالزمان، آخرالزمان، قم در آخرالزمان،
[ یکشنبه 31 شهریور 1392 ] [ 10:48 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
مشرق- روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «آیا می خواهی شما را مژده ای دهم؟»
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «بفرما، پدر و مادرم قربانت! شما که پیوسته مبشر به خیر و خوبی ها بوده اید.» فرمود: جبرئیل به تازگی برای من خبر خوشی آورده است. خبر این است که هرکدام از امت من هنگامی که بر من صلوات فرستند، اگر نام اهل بیتم را نیز ملحق سازند؛ درهای آسمان جملگی برای پذیرفتن دعا و عبادت او گشوده گردد و فرشتگان هفتاد بار درود بر وی بفرستند و این خود محو کننده جرم و گناهان است آن گاه گناهان چون برگ درختان از او بریزد و خداوند تعالی فرماید: «لبیک» تو را پذیرفتم، خجسته و مسعود باشی!
سپس به فرشتگان گوید: شما هفتاد بار بر وی درود فرستادید و من هفتصد بار؛ لیکن اگر تنها بر من صلوات بفرستد و اهل بیتم را ملحق نسازد میان دعای او و آسمان، هفتاد حجاب حایل باشد و خداوند جل و جلاله فرماید: لا لبیک.


متن حدیث:

قَالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله ذَاتَ یوْمَ لِعَلِی علیه السلام : یا عَلِی أَلا أُبَشِّرُک؟ فَقَالَ: بَلی بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَإِنَّک لَمْ تَزَلْ مُبَشِّراً بِکلِّ خَیرٍ. فَقَالَ: أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ قُلْتُ: مَا الَّذِی أَخْبَرَک یا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: أَخْبَرَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَّی عَلَی وَ أَتْبَعَ بِالصَّلاةِ عَلَی أَهْلَ بَیتِی فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَیهِ الْمَلائِکةُ سَبْعِینَ صَلاةً وَ إِنَّهُ لَمُذْنِبٌ خَطَّاءٌ ثُمَّ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ کمَا تَحَاتُّ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ فَیقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی: لَبَّیک یا عَبْدِی وَ سَعْدَیک یا مَلائِکتِی أَنْتُمْ تُصَلُّونَ عَلَیهِ سَبْعِینَ صَلاةً وَ أَنَا أُصَلِّی عَلَیهِ سَبْعَمِائَةِ صَلاةٍ فَإِذَا صَلَّی عَلَی وَ لَمْ یتْبِعِ الصَّلاةَ عَلَی أَهْلَ بَیتِی کانَ بَینَهَا وَ بَینَ السَّمَاءِ سَبْعُونَ حِجَاباً وَ یقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی لا لَبَّیک یا عَبْدِی وَ لا سَعْدَیک یا مَلائِکتِی لا تُصْعِدُوا دُعَاءَهُ إِلاّ أَنْ یلْحِقَ بِنَبِیی عِتْرَتَهُ فَلا یزَالُ مَحْجُوباً حَتَّی یلْحِقَ (بِی) أَهْلَ بَیتِی.


«أمالی صدوق،صفحه 679 و 676؛ثواب الاعمال،ص157»




طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، ائمه معصومین، آیات و روایات، حدیث،
برچسب ها: خواص صلوات بر پیامبر و آل پیامبر، خواص صلوات، صلوات بر پیامبر، صلوات، پیامبر، امام علی، صلوات صلوات،
[ شنبه 30 شهریور 1392 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
مدیر حوزه علمیه حضرت ولی‌عصر(عج) گفت: بخش عمده‌ای از علائم ظهور به تحقق پیوسته است به وضوح نزدیک به ۹۹ درصد از این علامت‌ها، پیش از این به وقوع پیوسته است.
به گزارش مشرق  به نقل از فارس، آنچه می‌خوانید مجموعه سخنرانی مهدویت آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) پیرامون «ایرانیان، زمینه‌سازان ظهور» تألیف مجید هادی‌زاده است:

*ایرانیان زمینه‌سازان ظهور

به چند نمونه از این روایات بنگرید:

الف: محدث اهل سنت احمد بن حنبل به نقل از پیامبر اکرم(ص) آورده است:
 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، مهدویت، عکس،
برچسب ها: خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان خواب پیامبر در مورد ایرانیان، خواب پیامبر درباره ایرانیان، نقش ایرانیان در ظهور، ایرانیان و ظهور، نقش ایرانیان در ظهور امام زمان، ایرانیان و ظهور امام زمان، ایرانیان و امام زمان،
[ شنبه 30 شهریور 1392 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانشمند فاضل و نویسنده اندیشمند، استاد سید عباس نورالدین نقل می‌کرد:

«روزی امام موسی صدر در یک کلیسا (یا دانشگاه) سخنرانی بسیار موثر و جذابی ایراد کرد و همه را مجذوب کرد. اواخر سخنرانی، خانمی جوان و زیبا که از توفیق عالمی مسلمان بسیار دلخور بود، به دوستانش گفت “من می‌دانم چطور حالش را بگیرم و ضایعش کنم” و بلا فاصله پس از پایان سخنرانی، در حالی که همه را متوجه خود کرده بود، جلو رفت و دستش را به طرف ایشان دراز کرد.
ایشان دستش را طبق عادت روی سینه گذاشتند. او هم که منتظر همین بود، پرسید “می‌خواهید نجس نشوید؟” (او به همان موضوعی اشاره کرد که مشکل سوء تفاهم خانم‌هاست و شبهه دون‌پایه بودن زنان در دیدگاه اسلام و نجس بودن غیر مسلمانان و …)
ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند:

بل لا حافظ علی طهارتک – بلکه بر عکس، تو آن قدر با ارزش و پاک هستی که چنین تماس‌هایی حریم قدسی و زنانه تو را می‌آلاید.
این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه، نه فقط توطئه او را خنثی کرد بلکه کار بر عکس شد و جمعیت مسیحی حاضر بیشتر به وجد آمدند و به ایشان ارادت بیشتری پیدا کردند.» 

به نقل از سایت به دخت

از وبلاگ فرقان




طبقه بندی: امام موسی صدر، سخنرانی، عکس،
برچسب ها: امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر، امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر، امام موسی صدر امام موسی صدر امام موسی صدر، امام موسی صدر امام موسی صدر، امام موسی صدر،
[ دوشنبه 25 شهریور 1392 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

(بسم الله الرحمن الرحیم)
امام رضا(ع) در جریان دیداری که حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) با ایشان داشتند در پیامی شیعیانش را از دو موضوع مهم آگاه می‌کنند؛ یکی نفوذ شیطان صفتان در صفوف پیروان اهل بیت (ع) و در مخاطره قرار گرفتن کیان تشیع؛ و دیگری، اختلافات داخلی و مشاجرات لفظی بیهوده و تفرقه آفرین، که راه را برای نفوذ و سلطه نااهلان فراهم می‌گردانده و نیروهای یاران اهل بیت (ع) را در مسیر دفع و نابودی قرار می داده است.

 

ماجرای دیدار امام رضا(ع) با حضرت عبدالعظیم از چه قرار بود؟

حضرت عبدالعظیم (ع) که هم اکنون در شهر ری ایران مدفون هستند روایت می‌کند، مولایم امام رضا (ع)، برای من پیام فرستاد و فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو، راهی را برای نفوذ و تسلط شیطان بر خود باز نگذارند، آنان را به راست­گویی در سخن و ادای امانت وادار کن و همچنین به آنان دستور بده، در مسایل پوچ و بیهوده بحث و جدال را ترک نموده و سکوت اختیار کنند و باز به آنان دستور بده، به سوی هم روی آورند، با هم معاشرت کنند و به دیدار یک­دیگر رفته، ارتباط برقرار نمایند؛ زیرا این عمل موجب تقرب و محبوبیت نزد من می‌گردد!

ای عبدالعظیم! دوستان و یاران من نباید، وقت خود را صرف مخالفت و سرکوبی هم­دیگر نمایند. من با خود عهد کرده‌ام، هر کس مرتکب این­‌گونه اعمال مخرب و هستی سوز شود، و حتی یکی از دوستان مرا مورد خشم و ناراحتی قرار دهد، از خدا بخواهم، او را در دنیا گرفتار سخت‌ترین عذاب­‌ها کند و در آخرت نیز از زیانکاران باشد!

این مطلب را هم، برای آنان توضیح بده که، خداوند نیکوکاران آنها را آمرزیده و از بدکاران آنها هم در گذشته است، مگر کسانی که شرک آورده یا موجب تجاوز و اذیت به یکی از اولیاء و دوستان من شده، یا عداوت و کینه آنان را در دل داشته باشند؛ زیرا چنین گناهانی را پروردگار نمی‌آمرزد، مگر این­که از کار زشت خود بازگشت واقعی نمایند و آن را جبران کنند، وگرنه روح ایمان از قلب آنان می‌رود و از دایره ولایت ما خارج می‌شود و از آن بهره‌ای نخواهد برد، و بدان­که من، از آثار شوم چنین گناهان و لغزش­‌های خطرناکی به خدا پناه می‌برم!
  • منبع: ایسنا



طبقه بندی: ائمه معصومین، آیات و روایات، امام رضا(ع)، عکس، حضرت عبدالعظیم حسنی،
برچسب ها: دیدار امام رضا با حضرت عبدالعظیم دیدار امام رضا با حضرت عیدالعظیم دیدار امام رضا با حضرت عبدالعظیم دیدار امام رضا با حضرت عبدالعظیم، امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا، حضرت عبدالعظیم حضرت عبدالعظیم حضرت عبدالعظیم حضرت عبدالعظیم حضرت عبدالعظیم حضرت عبدالعظیم،
[ دوشنبه 25 شهریور 1392 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 20 شهریور 1392 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

(بسم الله الرحمن الرحیم)
حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان، در کتاب "معاشرت" به بیان خاطره‌ای پرداخته است که خواندنی است: در محل زندگیم در تهران جوانى را می‌شناختم که از هیچ فسادى چون قمار و مشروب و رابطه نامشروع و پایمال کردن حق مردم امتناع نداشت و در میان آشنایان او نیز کسى نبود که بتواند او را از منجلاب فساد نجات دهد.

روزى براى دیدن و زیارت مردى مؤمن که فوق‌العاده به او علاقه داشتم، رفتم; مردى که از اوصاف حمیده و حالات کریمه برخوردار بود و براى مردم منبعى از خیر و کلیدى براى حلّ مشکلات بود، آن جوان درحالى که سر به زیر داشت و معلوم بود آتش طغیانش فرو نشسته و در حدى به آداب دیانت و اخلاق انسانى آراسته شده، نزد او بود، از گفتگویش با آن مرد نشان می‌داد که تغییر حال داده و از راه شیطنت به جاده هدایت قدم نهاده است و از جاده انحراف به صراط مستقیم وارد شده است.

با دیدن وضع او برایم مسلّم شد که نَفَسى الهى و دمى عیسوى قلب مرده او را زنده کرده و به راه خدا هدایتش نموده و او را از چاه هلاکت به درآورده و از منجلاب فساد نجات داده است.

از او پرسیدم چه پیش آمدى اتفاق افتاده و چه حادثه اى زیبا رخ داده که از شیطان و شیطنت بریدى و به حق و حق پرستان پیوستى؟

گفت : شب جمعه اى مست و لایعقل از کاباره اى به خانه می‌رفتم، در مسیر راه بر اثر خوردن زیاد مشروب و مستى بیش از اندازه کنار پیاده روىِ خیابان به زمین افتادم هوا گرگ و میش بود، کم کم داشتم از مستى و بیهوشى خارج می‌شدم، دیده باز کردم، دیدم روحانى با محبّتى سرم را به دامن گرفته و مرا نوازش می‌کند، از من خواست بپا خیزم و همراه او به مسجدى که نماز می‌خواند و هر صبح جمعه دعاى ندبه داشت بروم.

با شرمسارى و خجالت به او گفتم با این حال و وضعى که دارم مناسب مسجد نیستم!

گفت: اتفاقاً با همین وضع، مناسب مسجدى! با اصرار مرا به مسجد رفتن حاضر کرد، دست در دستم نهاد و مرا به مسجد برد، با محبت از من خواست وضو بگیرم و نماز بخوانم، پس از نماز مرا به دفتر مسجد برد و با دست خود برایم صبحانه آورد و از من خواست از سفره امام زمان تناول کنم شاید فضاى مسجد و نمازى که خواندم و لقمه اى که خوردم مرا درمان کند و به راه هدایت رهنمون شوم و سزاوار رحمت حق گردم.

" یَا أیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِى الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ؛

اى مردم! یقیناً از سوى پروردگارتان براى شما پند و موعظه اى آمده، و شفا است براى آنچه از بیماری‌های اعتقادى و اخلاقى در سینه‌هاست، و سراسر هدایت و رحمتى است براى مؤمنان".

بر اثر دلسوزى و هدایت آن روحانى وارسته، از انحراف نجات پیدا کردم و به راه خدا آمدم و با دخترى مؤمن ازدواج کردم و از هدایتم و زندگیم در سایه لطف خدا و هم‌نشینی و رفاقت با آن روحانى دلسوز کاملاً راضى هستم.

شایان ذکر است، ‌کتاب "معاشرت" تألیف استاد حسین انصاریان در سال 1384 برای نخستین بار منتشر شده است و به موضوعاتی همچون اسلام آیین کامل، جایگاه معاشرت، مسئولیت عظیم مربیان، دوستان حقیقی و دشمنان دوست نما، انتخاب آگاهانه، همنشینان پاک و ناپاک، معاشرت با اهل بیت و حقوق معاشرت می‌پردازد.

  • منبع: شبستان

 




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، تشرفات، مهدویت،
برچسب ها: تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف تشرف، تشرف جوان به محضر امام زمان تشرف جوان به محضر امام زمان تشرف جوان به محضر امام زمان تشرف جوان به محضر امام زمان، تشرف محضر امام زمان تشرف محضر امام زمان تشرف محضر امام زمان تشرف محضر امام زمان تشرف محضر امام زمان تشرف محضر امام زمان تشرف محضر امام زمان،
[ چهارشنبه 20 شهریور 1392 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم ربّ المهدی

امام علیّ بن موسی الرضا(ع) ـ که روز جمعه را روز ظهور حضرت مهدی(ع) می‌داند ـ ، در یکی از بهترین لحظات نیایش خود یعنی قنوت نماز ظهر جمعه سرود بی‌قراری و انتظار سر می‌دهد و برای فرج و ظهور آن بزرگوار دعا می‌کند:
 

« اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَ کَ وَ خَلیفَتَکَ، بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبِیائَکَ وَ رُسُلَکَ، وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ، وَ اَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ، وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً، یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ،وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً، یَعْبُدُ کَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَ لاتَجْعَلْ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَ لِیِّکَ سُلْطاناً، وَ ائْذَنْ لَهُ فى جِهادِ عَدُوّ ِکَ وَعَدُوّ ِه، وَ اجْعَلْنی مِن اَنْصارِهِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شیْ ءٍ قَدیر.»(1)

بارالاها، کار ظهور بندة شایسته و خلیفة راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما، همانگونه که کار پیامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودی، و از فرشتگانت نگاهبانانی بر او بگمار، و از سوی خویش با «روح القدس» او را یاری و پشتیبانی فرما، دیده‌بانانی ازپیش رو و پشت‌سر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، که او تو را می پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی داند، پس برای هیچیک ازآفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به «ولی» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما، و مرا از یاران او بشمارآور،که همانا تو بر هر کاری توانایی.
با عنایت به مضــامین زیبای فوق، روشــن می‌گردد که امـام هشتم(ع) عــالی‌ترین و بلندترین زمزمه‌های محبّت را چگونه با سوز و از سر شوق در این مناجات کوتاه بر زبان جاری می‌سازد! هم محبوب خود را معرفی می‌نماید و هم آرزوی سلامتی و ظهور او را دارد و از خدا می‌خواهد تا بیعت هیچ ستمگری بر گردن آن حضرت نباشد. آن‌گاه برای جهاد در رکاب او اعلام آمادگی نموده بدین وسیله ارتباط معنوی و عاطفی خود را ب آن بزرگوار ابراز می‌فرماید.(2)

1. بحار/ج89- مصاح المتهجد/367- جمال السبوع/413
2. آفتاب در نگاه خورشید، ص
21

از وبلاگ شمیم حضور

 

 




طبقه بندی: آشنایی با امام زمان(عج)، ائمه معصومین، آیات و روایات، امام رضا(ع)، مهدویت، حدیث،
برچسب ها: امام رضا و امام زمان امام رضا و امام زمان امام رضا و امام زمان امام رضا و امام زمان امام رضا و امام زمان امام رضا و امام زمان امام رضا و امام زمان امام رضا و امام زمان، امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا امام رضا، امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان امام زمان،
[ چهارشنبه 20 شهریور 1392 ] [ 09:44 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

بسم رب المهدی

پیامبر اکرم (ص) میفرماید : در شب معراج از خداوند سبحان سوال کردم :

یا رَبِّ اَیُّ الَاعمالِ اَفضَل ؟

پروردگارا ! کدام عمل افضل است ؟

خداوند متعال فرمودند :

لَیسَ شَیءٌ عِندی اَفضَلُ مِن التَّوَکُلِ عَلی ، وَ الرِّضا بِما قَسَمتُ ، یا مُحَمّد ! وَجِبتُ مُحَبَّتی لِلمُتِحابینَ فی ، وَ وَجِبتُ مُحَبَّتی لِلمُتَعاطِفینَ فی ، وَ وَجِبتُ مُحَبّتی لِلِمُتِواصِلینَ فی ، وَ وَجِبتُ مُحَبَّتی للِمُتَوکِّلینَ علی ، وَ لَیسَ لِمُحَبّتی عِلمَ وَ لا غایَة وَ لا نَهایة !

 

هیچ چیز نزد من برتر از توکل بر من و رضا به آنچه قسمت کرده ام نیست .

ای محمد آنان که به خاطر من یکدیگر را دوست دارند محبتم شامل حال ایشان است و کسانی که به خاطر من مهربانند

 و به خاطر من پیوند دوستی دارند آنان را دوست دارم و نیز محبتم برای کسانی که توکل بر من میکنند فرض و لازم

است و برای محبت من حد و حدود و مرز و نهایتی نیست.

 

از کتاب رسالت جهانی حضرت مهدی

فریده گل محمدی آرمان




طبقه بندی: پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)، ائمه معصومین، آیات و روایات، حدیث،
برچسب ها: پیامبر رحمت، حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد حضرت محمد، شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج شب معراج، حدیث قدسی حدیث قدسی حدیث قدسی حدیث قدسی حدیث قدسی حدیث قدسی حدیث قدسی حدیث قدسی، توکل توکل توکل توکل توکل توکل توکل توکل توکل توکل توکل، مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی مهربانی،
[ دوشنبه 18 شهریور 1392 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

 

 

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کنند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

مربع

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم...

 

 

سید حمیدرضا برقعی

 




طبقه بندی: ائمه معصومین، امام رضا(ع)، عکس، شعر،
برچسب ها: میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک میلاد حضرت معصومه مبارک، میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه میلاد حضرت معصومه، حضرت معصومه حضرت معصومه حضرت معصومه حضرت معصومه حضرت معصومه،
[ جمعه 15 شهریور 1392 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]

(بسم الله الرحمن الرحیم)
این روزها در هر شهر و کشوری هم که باشید، نیاز به کند و کاو زیادی ندارد که لباس ها و مدل های مو و ... خاص و عجیب زنان را ببینید، لباس هایی که در عین لباس بودنشان، پوششی در کارشان نیست:

 زنان آخرالزمانی، لباس نامرئی!

 

رسول خدا(ص) می فرمایند:
«هنگامی که زن ها را دیدید که بر سرشان چون کوهان شتر هاست، بدانید که نمازشان پذیرفته نمی شود.»(1)

«در آخر امت من ... زنانشان در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را نمی شنوند. آنها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا بدور هستند.»(2)

«قیامت برپا نمی شود جز هنگامی که لباسی ساخته شود و زنها آن را بپوشند که در عین لباس پوشیدن لخت و عور باشند و اراذل و اوباش بر مردم شریف و آزاده برتری پیدا کنند.»(3)

هم چنین امیر مومنان، علی(ع) در وصف زنان آخرالزمان می فرمایند:
«زنها لخت و عور می باشند، زینتهای خود را آشکار می سازند، و از دین بیرون می روند، به فتنه ها می گرایند، به سوی شهوتها و لذتها می شتابند، محرمات الهی را حلال می شمارند و در جهنم جاویدانند.»(4)

آنچه باید باشد
براساس آیات قرآن و روایات، زنان مسلمان باید بدن خود را به جز گردی صورت و دو دست تا مچ بپوشانند و هر گونه نمایاندن بدن و جلب توجه که منجر به ایجاد لذت در نامحرم شود، در این دین حرام است. البته مسئله ی حجاب نه تنها در دین اسلام که در سایر ادیان نیز مطرح است و به تمام زنان عالم اختصاص دارد.

خداوند متعال در قرآن در سوره نور، آیات ۳۰، ۳۱، ۳۳ و ۶۰ و سوره احزاب، آیات ۳۵، ۵۳، ۵۵، و ۵۹٫ مسئله ی حجاب را مطرح کرده است و حدود حجاب نیز در روایات، از زبان ائمه(ع) مشخص شده است، برای مثال یکی از اصحاب امام صادق(ع) از ایشان می پرسد،که چه چیزی حلال است برای مرد نامحرم که از زن ببیند؟ حضرت (ع) فرمودند: صورت و دست ها و قدم ها (روی پاها)»(5)

در مورد حجاب واجب، کافی است که زن به هر وسیله ای که می تواند خود را بپوشاند و لباس خاصّی شرط نیست; ولی پوشیدن لباس های تنگ و چسبان و همچنین لباس های زینتی اشکال دارد.(6)
-----------------------------------------------------------

  • پی نوشت:
  • 1.       روزگار رهایی، کامل سلیمان، مهدی پور، ص753
  • 2.       صحیح مسلم جلد 6 صفحه 168
  • 3.       منتخب الاثر صفحه 426
  • 4.       همان
  • 5.       کلینی، الکافی، ج5، ص 520
  • 6.       توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 421، مسئله 2435، دفتر انتشارات اسلامی.



طبقه بندی: دشمن شناسی، آیات و روایات، عکس، پیامبر رحمت-حضرت محمد مصطفی(ص)،
برچسب ها: زنان آخرالزمان، زنان آخرالزمان زنان آخرالزمان زنان آخرالزمان زنان آخرالزمان زنان آخرالزمان زنان آخرالزمان، زنان آخرالزمانی ژنان آخرالزمانی زنان آخرالزمانی زنان آخرالزمانی، زنان آخرالزمان در روایات، زنان آخرالزمان در احادیث،
[ چهارشنبه 13 شهریور 1392 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
[ شنبه 9 شهریور 1392 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ ---- ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...


گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
نویسندگان
نظر سنجی
نذر گل نرگس صلواتى بفرست






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم
حدیث موضوعی




☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼

درد دلهایی با امام زمان

ایران رمان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات